زمینه‌ها و علل گسترش فرقه ها

در بستر شناسی و بررسی علل رشد و گسترش فرقه ها در دهه های اخیر ، تحقیقات و نظرات گوناگونی از سوی اندیشمندان مطرح شده است. به اجمال باید گفت مهمترین علل رشد فرقه‌های انحرافی در ایران دردو دسته داخلی و خارجی قابل دسته بندی است، که از جمله عوامل خارجی دست آشکار قدرتهای غربی و حرکت سازماندهی شده ناتوی غرب و طراحان جنگ نرم در گسترش جریان های فرقه ای در ایران و حمایت آشکار و پنهان سرویس های صهیونیستی و استکباری از آنان از یک سو و نیز شکل گیری مدرنیته و سپس پست مدرنیسم و تاکید بر نیازمندی بشر به ساحت دین؛ تاثیرگذاری مفاهیم موثری چون پلورالیسم دینی در بسترهای فرهنگی جوامع؛ نیازمندی بیش از گذشته آدمیان بر آرامش معنوی؛ جایگزینی محسوس معنویت به جای شریعت و مشکلات روحی روانی انسانها؛ گرایش نسل امروز به قرائتهای نو از دین رسمی[1]وامثالهم از مهمترین علل خارجی است.از سوی دیگرازمهمترین زمینه های داخلی رشد فرقه ها در کشور عبارتند از: دوری تبلیغات از حکمت و اندیشه ورزی و دخالت خرافات و بدعت‌ها در حوزه دین؛ خلا قانونی و مشخص نبودن حد و مرز فعالیت این گروهها؛ عدم انسجام و هماهنگی برای برخورد کارشناسانه و قانونی با این تشکلها؛ نابسامانی و مشکلات اجتماعی و فرهنگی و فشارهای روحی و روانی افراد در جامعه؛ عوامل سیاسی و تاریخی، بدعت در مناسک دینی و عزاداری مذهبی؛ رواج برخی ورزشهای خاص در جامعه مانند یوگا؛ بروز رفتارهای گناه آلود نابهنجار در جامعه؛ گسترش فناوری و سرویس‌های اطلاع رسانی و آسانی امکان دسترسی به اطلاعات این تشکل ها؛ افزایش فعالیت فرقه‌های وارداتی و نو معنویت گرایی[2]است.

 افزایش تحرکات فرقه گرایی در ایران

جمهوری اسلامی ایران به دلیل نقش قدرت نرم آن در الهام بخشی و تاثیرگذاری بر مهندسی فرهنگی افکار عمومی، همواره مورد نظر سردمداران اردوگاه استکباری غرب بوده است. استفاده و بهره گیری از فرق مختلف و نحله‌های فکری وارداتی با رنگ و لعاب مذهبی و عرفانی، از جمله شگردهایی است، که در سالیان اخیر رشد فزاینده‌ای در ایران داشته است. ظهور و گسترش فرقه‌های عرفانی از جریان های فرقه گرای سنتی صوفیه تا نضبح و توسعه گروه های فرقه گرای جدید با عنوان جنبش‌های نو پدید دینی در سالیان اخیر با نام هایی چون « اکنکار»، «رام الله» و... در کشور، نشان از عزم جدی جبهه استکبار برای برخورد با اندیشه و قدرت نرم جمهوری اسلامی است. امروزه مهمترین دلیل رشد فزاینده فرقه‌های مختلف با الگوهای قدیم و جدید برخاسته از سناریوی طراحی شده دشمنان نظام اسلامی است. چنانکه، استفان شوارتز از نویسندگان آمریکایی در افشای حمایت آمریکا از جریانهای فرقه گرا در ایران می گوید:

«بر اساس طرح محرمانه که در پنتاگون بررسی شده است، یکی از هفت هدف دنیای غرب برای موفق شدن در دنیای اسلام،کمک به بازگشت تصوف به این جوامع است که به عنوان جایگزین و رقیبی برای اسلام رادیکال به شمار می‌رود.»

همچنین، برنارد لوئیس از دیگر افراد منتقد سیاستهای امریکا ضمن پیشنهاد به دولت در ارتقای سطح گفتگو با «شیخ محمود هشام کعبانی» رهبر بزرگترین گروه فرقه صوفیه، اذعان کرد: «ایران به عنوان یکی از کانونهای مهم صوفیه در جهان است.» وی سپس خاطر نشان می‌کند که:

«بیشتر آثار صوفیه به زبان فارسی است و پلورالیسم و میانه روی تصوف، چه بسا نقش تعیین کننده‌ای در دوره گذار جهان اسلام داشته باشد.»[3]

آنچه بیان شد نمونه‌ای از اعتراف آشکار تئوری پردازان غرب در خصوص گسترش فرقه‌های عرفانی در ایران است که حاکی از گسترش ناتوی فرهنگی در کشور و هشدار جدی مقام معظم رهبری به مسئولان نظام نیز برخاسته از این دغدغه است. چنانچه بر اساس یک گزارش در یک سال اخیر دویست فرقه انحرافی از فرقه‌های نو پدید دینی و جریانهای مدعی معنویت و مهدویت تا جریانهای منحرف که به ترویج بت پرستی و شیطان پرستی مبادرت می‌ورزند، در کشور فعال شده اند که مورد حمایت‌های آشکار امریکا و قدرتهای غربی بوده اند.

آنچه در تاریخ معاصر ایران آشکار است، رد پای استعمارگران غرب در عرفان سازی و ترویج صوفی گری بوده است، امروزه نیز از اهداف مهم دولتهای سلطه گر غرب، خصوصاً نظام استکباری امریکا، تاسیس فرقه‌های مذهبی و با اهدافی چون تحریف و انحراف در اسلام ناب محمدی (ص)، تضعیف و نابودی قدرت جهان اسلام با ترویج فرقه‌های منحرف و نیز ایجاد اختلاف و تفرقه در کشورهای اسلامی و عدم شکل گیری اقطاب اسلامی و... است. در سالیان اخیر آنچه پس از فروپاشی کمونیسم، مهمترین قدرت چالش زای نظام لیبرال دمکراسی غرب است، گسترش فضای بیداری و اصولگرایی اسلامی و احیای نقش دین در اقصی نقاط جهان بوده است که این فضا و گفتمان چالش جدی را برای نظام های فزون خواه استکباری غرب ایجاد کرده است. بنابراین از اهداف اساسی قدرتهای غربی برای دین سازی و جعل فرقه‌ها و مذاهب جدید، هراس غرب در گسترش عمق استراتژیک فرهنگی جمهوری اسلامی است که دشمنان سعی دارند با فرقه‌های جعلی و بدلی، اسلام بسیج کننده محرومین علیه استکبار و صهیونیسم بین‌الملل را ، از رونق بیندازند.



[1] . قبیله حیله، مدیریت سیاسی مدرسین حوزه علمیه قم، ص 29

[2] . رمضان شعبانی سارویی، جریان شناسی، سازمان بسیج فرهنگیان، 1387، ص 144، به نقل از کژراهه

[3] . رویدادها، اداره سیاسی سپاه، شماره 25، 1384