آسیب شناسی فرقههای عرفانی(قسمت دوم)
مهمترین علل و عوامل رشد فرقههای انحرافی در کنار دست آشکار قدرتهای غربی، برخی آسیبهای داخلی در کشور است که عبارتند از: دوری تبلیغات از حکمت و اندیشه ورزی و دخالت خرافات و بدعتها در حوزه دین؛ خلا قانونی و مشخص نبودن حد و مرز فعالیت این گروهها؛ عدم انسجام و هماهنگی برای برخورد کارشناسانه و قانونی با این تشکلها؛ نابسامانی و مشکلات اجتماعی و فرهنگی و فشارهای روحی و روانی افراد در جامعه؛ عوامل سیاسی و تاریخی، بدعت در مناسک دینی و عزاداری مذهبی؛ رواج برخی ورزشهای خاص در جامعه مانند یوگا؛ بروز رفتارهای گناه آلود نابهنجار در جامعه؛ گسترش فناوری و سرویسهای اطلاع رسانی و آسانی امکان دسترسی به اطلاعات این تشکلها؛ افزایش فعالیت فرقههای وارداتی و نو معنویت گرایی.
در بستر شناسی ظهور و رشد این فرقه ها، مهمترین زمینهها عبارتند از: شکل گیری مدرنیته و سپس پست مدرنیسم و تاکید بر نیازمندی بشر به ساحت دین؛ تاثیرگذاری مفاهیم موثری چون پلورالیسم دینی در بسترهای فرهنگی جوامع؛ نیازمندی بیش از گذشته آدمیان بر آرامش معنوی؛ جایگزینی محسوس معنویت به جای شریعت و مشکلات روحی روانی انسانها؛ گرایش نسل امروز به قرائتهای نو از دین رسمی.[1]
در ادامه به برخی از شاخصها و ویژگیهای جریانها و فرقههای عرفانی انحرافی اشاره میگردد:
وجود رابطه شدید مرید و مرادی بین اعضا با رهبریت جریان؛ التزام پیروان جریان به مبانی تشکیلاتی و خط مشیهای دیکته شده از سوی راس جریان؛ رعایت اصول حفاظتی، حیطهبندی، رازداری و ... در اجرای برنامهها و برخورد با سایرین؛ افراط در زمینه برخی از مبانی اعتقادی با چشم پوشی از مبانی دیگر و یا تفریط و تحریف در احکام دینی؛ تظاهر سردمداران این گونه جریان به زهد و ساده زیستی؛ بینش پایین مریدان و پیروان؛ برخورداری از حمایت و پشتیبانی کشورهای خارجی و محافل مشکوک، کم سوادی غالب مدعیان دروغین و مروجین تفکرات انحرافی، برخورداری از انسجام تشکیلاتی، رعایت سلسله مراتب؛ اطاعت پذیری و ... از انسجام تشکیلاتی این جریانهای فرقه گرا حکایت دارد.[2]
6. آسیب شناسی فرقههای عرفانی
همانطور که در مفهوم شناسی اشاره گردید هدف اصلی از آسیب شناسی، آشنایی با رفتارهای نابهنجار و ناسازگار، مطالعه علل این پدیدهها و تحلیل آنها به منظور یافتن راه درست مبارزه است. در این نوشتار به برخی از آسیبها در عرصه فرقههای عرفانی اشاره میگردد:
الف) جدایی افکندن بین ظاهر و باطن دین: از آسیبهای مهم جریانهای عرفانی و صوفی نمایان، این است که حقیقت و طریقت را در ورای شریعت جستجو میکنند و به بهانه دستیابی به حقیقت از شریعت روی بر میتابند. از پیامدهای این نگرش، سقوط تکلیف است. بدین معنی که برخی از آنان معتقدند با رسیدن به حقیقت و شهود توحید نیازی بدانها نیست. از دیگر پیامدهای این نگرش، اباحیگری است. افراط عارفان در باطن گرایی و مقدم داشتن باطن بر ظاهر شریعت، سبب گردیده تا جمعی از صوفیان به بهانه رسیدن به باطن و حقیقت دین، شریعت را رها کنند و سستی و بی مبالاتی نسبت به احکام شرعی و اباحیگری در بین آنان رواج یابد. از دیگر پیامدهای این فرقه گرایی، انحراف در شیوههای تربیتی است. شیوع آداب و رسوم جدید و تعطیلی آداب و رسوم شرعی و از بین رفتن حرمت محرمات و ساقط شدن تکلیف و پیدایش طایفههایی همچون قلندری و ملازم شدن تصوف با گدایی و بکارگیری افیون و بنگ از مهمترین انحراف در شیوههای تربیتی در عرفان بوده است.[3]
2- طراحی ریاضتها و مجاهدات نادرست: اگر چه عارفان در سلوک عرفانی باید از هوای نفسانی دست کشند، اخلاق ناپسند را از خویش دور سازند و خود را به اخلاق نیکو آراسته کند و با کنار زدن حجابها، زمینه تابش انوار معرفت را در قلبش فراهم کند و این هم نیازمند ریاضتها و مجاهدتهای طولانی است. اما متاسفانه در حرکتهای جریانها و فرقههای انحرافی، شیوههای انحرافی گوناگونی که از ابزارهای نامقدس بهره گرفته و به غیر خدا سوق مییابند مشاهده میگردد. آنان از ریاضتهای خداداد که معجزه است فاصله گرفته و به سوی ریاضتهای خود ساخته که سحر است فرار میکنند.
3- شطحیات: منظور از شطحیات، سخنانی است که عارفان در حال وجد و خلسه به زبان میآورند و ظاهرا با عقل ناسازگار است. این گونه سخنان عارفان، مخالفتهای زیادی را از سوی متکلمان و فقها برانگیخته است. چنانچه منصور حلاج با پایداریاش بر گفتن «انا الحق» بر دار رفت.
4- مکاشفات و الهامات: اگر سالکان با اعتقاداتی نادرست وارد سلوک گردند، به میزانی که از شریعت و راه نعیین شده الهی فاصله میگیرند و از هواهای خویش پیروی میکنند راه نفوذ شیطان را در حالات و مکاشفات خود میگشایند و با تکیه بر این مکاشفات نادرست به گمراهی میافتند و دیگران را نیز به گمراهی میافکنند.
5- صوفیان ریاکار و مردم فریب: با گسترش تصوف و جریانهای فرقه گرای انحرافی و دنیا طلب و مردم فریب، که احترام به صوفیان در بین مردم رو به فزونی گذاشت، عدهای سودجو و حیله گر باز خود را در لباس عرفان در میآورند و آن مسلک را با ریانمایی و مردم فریبی، به تباهی میکشند.
6- خانقاهی شدن عرفان: از روزی که عارفان در داخل شهرها، دارای محل و مرکز ویژهای به نام خانقاه شدند، ریاست سلسله و مرشدی خانقاه، دارای آب و نان گردید. و مشایخ، مقام خود را ارثی کرده و به فرزندان خود واگذار کردند، بیشتر خانقاهها با رهبری و ریاست افراد نالایق، از معرفت باطنی تهی شد.
7- همکاری با دشمنان نظام اسلامی: بهره گیری از فرقههای انحرافی، یکی از شیوههای رایج در سالیان اخیر از سوی دشمنان نظام جمهوری اسلامی بوده است. بهره گیری از فرقهها در راستای جاسوسی و ستون پنجم دشمن، از بهائیت تا فرقههای نوظهور از آسیبهای جدی در طیفهای فرقهها و جریانهای عرفانی بوده است. افزایش احتمال گرایش به مفاسد و جرایم دیگر از قبیل قتل و کلاهبرداری، علاوه بر جاسوسی مطرح بوده است.
8- آسیب دیدن وجهه فردی، خانوادگی و اجتماعی: از جمله دیگر آسیبهای عرفانهای بدلی، جهل و حماقت، ضلالت و گمراهی، مکر و نیرنگ، فساد و بی بند و باری، بدعت گذاری، غلو، رها کردن اصل و پرداختن به فرع، گریز از اجتماع، نفی جلوههای دنیایی و در عین حال ضروری و روزمره زندگی، رهبانیت و انزوا گرایی، سطحی نگری، خرافه پرستی، گرایش و رفتار افراط و تفریطی و ... از دیگر مواردی است که در میان بخشی از جامعه اسلامی نفوذ کرده است.
7. راهکارها و پیشنهادات:
الف) تعمیق مطالعات نظری درباره ماهیت، علل رشد، نحوه عضوگیری و نفوذ در مراکز نظام و نیز رصد مستمر جریانها و فرقههای انحرافی و بررسی و تحلیل محتوایی مستمر از شگردهای آنان.
ب) افشای ماهیت جریانها و فرقههای عرفانی انحرافی در جامعه با تربیت مربیان ویژه و نیز چاپ کتابهای مناسب و راه اندازی سایتهای مناسب.
ج) برگزاری دورههای توجیهی ویژه پیرامون جریانهای فرهنگی، آسیبهای فرهنگی، گروههای عرفانی و امثالهم برای مدیران و کارکنان فرهنگی.
د) اشراف اطلاعاتی دستگاههای امنیتی نسبت به شگردهای جذب و گسترش فرقههای انحرافی در کشور
ه) مصون سازی فرهنگی جامعه، ارتقای هوشیاری جامعه و معرفی الگوهای بی بدیل از عرفان اصیل اسلامی برای جامعه اسلامی
و) اطلاع رسانی مستمر از ترفندهای جریانها و فرقههای انحرافی از سوی رسانههای ملی.
ز) راه اندازی اتاق فکر و کارگروههای تخصصی در سطح استانها در خصوص تحصیل وضعیت مسائل فرهنگی.