چكيده

شيوه طراحي و مهندسی فرهنگی تهديدها و فرصت‌هاي آينده، نياز به مهارت و عزم فراوان چون آينده‌پژوهي است. ايران با توجه به جايگاه ژئوکالچرو طرفیتهای قوي فرهنگ ديني و ملي ، با تهديدات مهم و قابل اعتنايي روبروست كه بايد با نگاه راهبردی دولتمردان ،مردم ،و به‏خصوص نخبگان و فرهيختگان كشور به‏طور كامل نسبت  به آن هوشيار باشند.

نگارنده در این نوشتار با مروری بر  اهمیت و ضرورت  تحلیل آینده انقلاب اسلامی  ، به معرفی جایگاه آینده پژوهی در تبیین آینده انقلاب اسلامی پرداخته و در ادامه با بررسی  مهمترین تهدیدهای فراروی انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ به تحلیل فرصتهای فراروی انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ اشاره و در پایان در نتیجه گیر ی ، به ارائه برخی راهکارها اقدام نموده است.

 واژه‌هاي كليدي: محیط،  فرصت ،تهدید، آینده، فرهنگ

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

مقدمـه

 انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ، با اتکا بر مبانی دینی و مردمی، پارادایم نوینی را ایجاد نمودکه که به اعتراف ناظران، جوشش قدرت نرم آن ، عمق استراتژیک به پهنای افکار عمومی جهانی بوجود آورده است. تاثیر گذاری انقلاب اسلامی در بیش از سه  دهه گذشته ، در ابعاد سیاسی  فرهنگی در عرصه های مختلف محیط پیرامونی ، آن را پدیده‌ای شگفتی ساز و تحول آفرین در جهان نموده است و بدین خاطر در یک فضای پارادوکسی ؛ در مواجهه با فرصتها از یک سو و تهدیدها از سوی دیگر بوده است.  شناخت صحيح و به موقع فرصتها و تهديدهای فراروي نظام جمهوري اسلامي برای رهبران و کارگزاران نظام اسلامی،عامل ارتقای توانايي لازم براي حفظ و تعمیق اهداف و آرمانهای انقلاب ، بالا بردن توان امنيت ملي  و جلوگیری از شكستها و ناكامي‌ها در عرصه محیط بین المللی است.

    بر اساس مدل برنامه ریزی استراتژيك«SWOT»  ، با بررسی محيط زمينه اي ( كلان )  می توان با شناسايي فرصتها و تهديدها و ترسيم ماتريس موقعيت راهبردي ، و تعيين يكي از رويكردها و راهبردهاي تهاجمي، تدافعي، رقابتي و محافظه‌كارانه ، نگاه راهبردی جدیدی  را مهندسی  نمود.

  بیان مساله

    در جهان به‌شدت متحول و رقابتی امروز، فناوری‌های نرم و مزیت‌های معنوی و فرهنگی به‌تدریج جایگزین فناوری‌های سخت و مزیت‌های تکنولوژیک شده و فرآیندها نیز به‌ جای ساختارها مورد اقبال قرار گرفته‌اند.در همین راستا گفته می‌شود  سازمانها وکشورهایی که خواهان تحولات بنیادین هستند، باید آینده‌نگاری را محور برنامه‌های خود قرار داده و به ‌جای ساختارها بر فرآیندها متمرکز شوند.

     آینده‌نگاری( آینده‌پژوهی) ، مفهوم گسترده‌ای است که ویژگی‌های موج سوم مدیریت (تغییر برای انطباق با محیط آینده) در آن معنا می‌یابد؛ به ‌طوری که درآینده‌نگاری جوامع و سازمان‌ها با تعامل و هم‌اندیشی و به ‌دور از هر گونه بخشی‌نگری به استقبال دگرگونی‌های آینده می‌روند و می‌کوشند خود را نه ‌تنها با محیط فعلی، بلکه با محیط آینده سازگار و هماهنگ سازند. آینده نگاری علاوه بر عنصر مطلوبیت برعنصر «امکان‌سنجی» نیز تأکید دارد. ( احمدیان، سایت آینده)   

      در توصیف شرایط نظام جهانی: " جهانی شدن ، انقلاب اطلاعات ، اقتدار رو به فرسایش دولت- ملت و تغییر سرشت منازعه ، واقعیت های قرن بیست و یکم هستند که راهبرد کلان کشورها باید بر اساس و در پاسخ به آنها تدوین شود" (مرادی ،1387،56 )را از مهمترین ویژگیهای نظام جهانی  کنونی دانسته اند.

  موقعيت ژئوپلتيك استثنايي ايران، اهميت و جايگاه انقلاب اسلامي در نظام قطب‏بندي منطقه‏اي و جهاني، و رسالتهاي انقلاب ، ما را در شرايطي ويژه قرار مي‏دهد كه لازم است با نگاه راهبردی، به طرحریزی استراتژيك اهداف جمهوري اسلامي پرداخته شود .در مدل راهبردی توجه به ماتریس فرصت تهدید ، جایگاه مهمی برای سیاستگزاران و تصمیم گیران استراتژیک کشوراست. اصل اساسي مديريت راهبردي اين است كه بايد براي بهره جستن از فرصت‌هاي خارجي و پرهيز از اثرات ناشي از تهديدات خارجي يا كاهش دادن آنها درصددتدوين راهبرد‌هايي برآمد. بدين دليل شناسايي ، نظارت و ارزيابي هوشمندانه از فرصت‌ها و تهديدات خارجي مي­تواند موفقيت   کشور را تضمين نمايد.

آینده انقلاب اسلامی موضوعی پیچیده و گسترده است که تامل پیرامون آن ، موجب آغاز گفت و گوهای عمیق ، پردامنه و ضروری جامعه امروزی ما خواهد شد...طرح این بحث ، به لحاظ ویژگی آینده نگری آن موجب در نوردیدن مرزهای گذشته و ایجاد آینده نگری در متفکران و نخبگان فکری جامعه خواهد شدو در پی آن موضوع مهم " طرحی برای آینده" را به عنوان ضرورتی امروزی مطرح خواهد نمود.این موضوع خصوصا هنگامی که به مباحث فلسفه تاریخ ، جامعه مهدوی و جهانی شدن ارتباط پیدا می کند ، دوچندان خواهد شد. از سوی دیگر به همان اندازه که نگرش های گوناگون در فهم واقعیت های انقلاب اسلامی موثر هستند ، در ترسیم و طراحی آینده نیز نقش اساسی دارند و بنابراین موضوع آینده انقلاب اسلامی را باید بحثی چند بعدی و چند جهتی دانست و این به آن معنی است که بحث های این حوزه بسیار عمیق تر ، ژرف تر و گسترده تر از تصور ما هستند .(عسگری ،1387، 12-11)

يکي از خصوصيات انقلاب اسلامي ایران ، بازانديشي هويت فرهنگي است. به عبارتي مي‏توان گفت که بازسازي و احياي بسياري از ارزشهاي اسلامي، احياي الگوها، نمادها و شخصيتهاي اصيل ديني از ويژگيهاي فرهنگي انقلاب اسلامي است. در حقیقت ، واقعيت اين انقلاب ازجنبه ايدئولوژيک، معنادار کردن حيات انسانها و به تبع آن، مسئوليت‏پذير ساختن آنها و تفسير معنوي از جهان و احياي مجدد انديشه ديني است که در طول تاريخ دستخوش تغيير و دگرگوني شده است.   

نکته اساسی و مهم این است که اگر مهمترین عامل قدرت انقلاب اسلامی را قدرت نرم آن بدانیم و نیز مهمترین بعد قدرت نرم انقلاب را فرهنگ آن قلمداد نماییم  و از سوی دیگر توسعه فرهنگ دینی را ازمهمترین اهداف انقلاب اسلامی برشماریم ؛ " در مطالعات و بررسی های انجام شده نشان می دهد که مهمترین عوامل دارای نقش در فرهنگ دینی عبارتند از :

1- مجموعه حاکمیت : مجموعه حکومت و دولت(وزارتخانه هاو...)، صداوسیما و رسانه ها ، سازمانها و نهادهای دینی – دولتی یا حکومتی .

2- مردم: مشتمل بر حوزه های علمیه و سازمان روحاتیت ، نهادهای دینی مستقل (نظیر مساجد، سازمانها و نهادهای غیر دولتی ( N.G.O)،نخبگان و روشنفکران دینی – دانشگاهی و توده مردم.

3- تاثیرات بین المللی :شامل فعل و انفعالات جهانی و بین المللی (اثرات کشورهای اسلامی و غیر اسلامی)"(ابوالقاسمی ،1385، 31-35).

بر این اساس ،مهمترین سوالات این پژوهش عبارتند از :

 1- اهمیت و ضرورت  تبیین و تحلیل آینده انقلاب اسلامی چیست  ؟

2- جایگاه آینده پژوهی در تبیین و تحلیل آینده انقلاب اسلامی چیست؟

3- مهمترین تهدیدهای فراروی انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ کدامند؟

4-  مهمترین فرصتهای فراروی انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ کدامند ؟

تعریف مفاهیم

1- محیط :

  منظور از محیط  در این پژوهش ،محیط دور یا کلان و زمینه‏اىاست . مجموعه عواملى است که بر نظام سیاسی  تأثیرمى‏گذارند و از آن تأثیر مى‏پذیرند. اما، نظام هیچ کنترلى بر آنها ندارد و یا کمترین نفوذ رامى‏تواند بر آنها داشته باشد.این محیط را اگر به صورت دایره‏اى فرض کنیم، به قطاعهاى مختلفى تقسیم مى‏شود تاشناخت و مطالعه عوامل کلیدى موجود از ابعاد مختلف آسانتر و کامل‏تر صورت گیرد.

 هدف اصلى از مطالعات محیط بیرونى، شناخت بهتر محیط و عوامل‏کلیدى موجود در آن است تا بتوان فرصت‏ها و تهدیدهاى مربوط به نظام و چگونگى‏بهره‏گیرى از فرصت‏ها و پرهیز از تهدیدها را ترسیم نمود.

2- فرصت ها (Opportunities):

مراد از فرصت‏ها، وجود زمینه‏هاى مساعد براى سرمایه‏گذارى و فعالیت نظام است‏که از این طریق مى‏تواند با بهره‏گیرى از توانایى‏هاى خود تحقق رسالت و اهداف خود رامیسر سازد و یا با استفاده از این فرصت‏ها ضعف‏ها، ناتوانى‏ها و آسیب‏پذیرى‏هاى‏خود را کاهش داده یا جبران نماید.

3- تهديدها  (Threats):

تهدید از نظر لغوی به معنای ترساندن و در اصطلاح به هر گونه نیت، قصد و اقدامی که ثبات و امنیت یک   کشور را به خطر اندازد گفته می شود.و نیزآن را مجموعه اي از عوامل موثر و مداخله گر خارج از نظام كه مانع از اجراي برنامه ها و تحقق اهداف آن گردد گفته می شود. و لذا  تهدیدها ، برآیند وضعیت نامساعد و نامطلوبى است که برخلاف‏اهداف، ارزش‏ها، اصول و منافع نظام عمل نموده و خارج از کنترل آن هست و لذااحتمال ایجاد آشفتگى و اختلال در روند فعالیت‏هاى نظام و به تبع آن، مواجه ساختن‏اهداف و ارزش‏هاى اساسى نظام، با خطر از سوى این عوامل وجود دارد. با شناخت بهتر این عوامل کلیدى نیز امکان شناسایى رهیافت‏هاى مناسب براى مقابله باتهدیدها و یا پرهیز از موقعیت‏هاى تهدیدآمیز براى کشور به وجود مى‏آید.        

4- آینده ( آینده‌پژوهی )

«آینده‌پژوهی» شناخت آینده در موضوعات و پدیده ه‌ای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فن‌آوری است که امکان انتخاب، برنامه‌ریزی و مواجهه آگاهانه و مدبرانه با آنها را در حد مطلوب و بایسته فراهم می‌سازد. در واقع آینده‌پژوهی در صدد ایجاد دوراندیشی و آینده‌شناسی در سطوح مختلف زندگی بشری است تا ضمن بیان اهمیت و ضرورت توجه به رویداد‌ها و تحولات فراروی جهان، توانایی برخورد سنجیده و مناسب با آنها را فراهم سازد و یا الگوها و سناریوهای مطلوب و موجهی برای آن ارائه دهد (كارگر ،آينده‌‌پژوهي مهدوي ) آینده پژوهی در این مطالعه صرفا در حوزه فرهنگ مد نظر است.

5- فرهنگ

   فرهنگ (Culture  ) ماناترین وجه زندگی بشر و روح اندام واره اجتماعات بشری است که آن را دانش ، ادب ، علم و معرفت ، تعلیم و تربیت و آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت دانسته اند .(مطهرنیا ، 1378 ، 8 -7) تاکنون بیش از دویست و هفتاد تعریف از فرهنگ ارائه شده است ، که هر کدام از صاحب نظران با توجه به قلمرو ، دامنه و میزان حضور فرهنگ در عرصه های اجتماعی ، مادی و معنوی انسانی ، تعریف و برداشت خود را از فرهنگ ارائه داده اند. (ابوالقاسمی، 1384،18)

 بر این اساس ، با توجه به تعدد تعاریف مربوط به فرهنگ ، شاید بتوان از میان تعاریف گوناگون فرهنگی ، از سه تعریف زیر بهره بهتر جست: "شیوه زندگی برخاسته از اندیشه (عقل نظری ) و نظام ارزشی(عقل عملی)است . ( بابایی ، 1387،1 )" همچنین گفته اند"  فرهنگ  عبارت است از مجموعه ی پیچیده ای از علوم ، دانش ، هنر ، افکار و اعتقادات ، قوانین و مقررات ، آداب و رسوم و سنت ها و به بطور خلاصه کلیه آموخته ها و عادت هایی که انسان در حکم مهمترین عناصر جامعه اخذ می کند.( ادیب، 1387، 13 )"و نیز در یک تعریف ساده، فرهنگ را معرفت مشترک نامیده اند.

مباحث نظری

الف . آینده‌پژوهی

توجه و نگاه به آينده و كاوش و كنكاش دربارة آن به هر شكل، مي‌تواند جزء آينده‌پژوهي قرار گيرد؛ چه اين نگاه به نيت درك و فهم آينده باشد؛ چه جهت پيش‌بيني و تعميم يافته‌ها؛ چه برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري‌هاي كلان و جزئي و چه بررسي و شناخت انديشه‌ها و ديدگاه‌ها. مهم‌ترين ركن «آينده‌پژوهي» درك و شناخت آينده و ترسيم و تصوير وضعيت‌هاي ممكن و محتمل از آن و حركت به سمت وضعيت مطلوب و مرجّح است.  (كارگر، سايت  راسخون   ) 

 نسبت به آینده ،  رویکرد های گوناگونی در قبال آن مطرح است:

1- بی اعتنایی و نادیده انگاری: عالم را آب بردن و آدمی را خواب بردن.

2- تسلیم، و منفعلانه رضا به قضا دادن: در کف شیر نر خونخواره ای            غیر تسلیم و رضا کو چاره ای

3- مقاومت “ناشیانه” در برابر تغییرات و تحولات به نیت جلوگیری از وقوع آن ها.

4- تلاش مذبوحانه در آخرین لحظات به نیت بهبود بخشی حداقلی.

5- برخورد تخریبی به قصد برساختن آرمانشهرِغایت مطلوب از رهگذر نابود کردن وضع موجود و بازگشت به نقطه صفر.

6- کوشش در جهت شناخت ظرفیت های آینده و اهتمام در مسیر شکل دادن به آنها.

  در زير، چند نمونه از پرکاربرد ترين و کارآمد ترين روش هاي آينده پژوهي به اختصار مورد بررسي قرار مي گيرد:
1. دلفي(داستان‌پردازي گروهي و جمع‌آوری دیدگاه‌ها در مراحل زمانی خاص و مکرر آنان)    
دلفي به عنوان شيوه اي در مشـاوره، روش مناسبي براي ترسيم نماي کلي از رويداد هاي جاري است. اين روش عموماً داراي فرايندي دو مرحله اي است که کار خود را با هدف آگاهـي از ديدگاه هاي گروهي از صاحب نظران، با يک نظرسنجي پيرامون موضوع آغاز مي کند و بعد از ارزيابي پاسخ ها، آن پاسخ ارزيابي شده دوباره از طرف صاحب نظران مورد بررسي بيـش تر قرار مي گيرد. ضعـف اين روش در آن است که هيـچ تعامـلي ميـان اعضـاء ايجـاد نمي شود و کيفيـت نتيجـه، بستگي فراواني به اين موضوع دارد که صاحب نظران زماني کافي براي پاسخ گويي اختصاص دهند.
2. تحليل روند(مطالعه يك روند مشخص براي كشف ماهيت و علّت آن)
تحليل روند، روشي است که مبناي آن، تداوم سياست هاي پيشين است. مشکل آشکار اين روش، آن است که آينده، هميشه ادامه راه گذشته نيست. کاربـرد اين روش بيش تر در حوزه هايي است که تغييرات، تدريجي باشند.
3. چشم انداز سازي
چشم انداز، تصويري جاندار و الهام بخش از آينده ي ممکن است که بيش تر، بر پايه ي روياپردازي ترسيم مي شود و نه تلاش هاي سخت گيرانه. البته اين توصيف به اين معنا نيست که احتمال تحقق چشم انداز کم است. بايد بدانيم رسيدن به اهداف يک چشم انداز منطقي، قطعاً شدني است. تنها نياز به درک و تلاش توسط تمامي اعضاء جامعه دارد.
4. سناريو سازی(ديدگاه‌هاي چند گانه دربارة آينده)
سناريو، پيش بيني قطعي و دقيق جهان آينده نيست. بلکه توصيفي از رويداد هاي ممکن و چنـدگانه است که امـکان وقـوع آن ها در آينـده وجـود دارد. به بيان ديگر سنـاريو ها آميزه اي از پيش بيني هاي تخيلي و در عين حال واقع گرايانه از رخداد هاي احتمالي آينده هستند. با استفاده از سناريو ها، مي توانيم درباره ي آن چه که بايد بعد ها انجام دهيم، به طور جدي بينديشيم. در مواردي شايد بخواهيم تمهيداتي براي وقوع آن ها انديشيده و در مواردي هم شايد بخواهيم که وقوع آن ها را تسريع نماييم. (خزائي، 1387، 87-48) 

    5. دیگرروشها: آينده‌نگاري، روش پيمايش محيطي، روش ذهن‌انگيزي، نظرخواهي و مشاوره و...از دیگر روشهای آينده پژوهي است. (ر.ك، ملكي‌فر و ديگران ،  ‌24  -30   ،  ‌70 ـ 77  )

 با این توصیف،آينده پژوهي داراي سه رويكرد اساسي است:
    1- رويكرد تجويزي (آينده هايي كه مي تواند اتفاق بيفتد)
    2- رويكرد هنجاري (آينده هايي كه بايد اتفاق بيفتد)
    3- رويكرد تصوير پرداز (رويكردي كه به تصويرسازي يا چشم انداز سازي (
visiosnary ) اشاره دارد).
    در حوزه مطالعات آينده پژوهي ما با چند نوع آينده كار داريم:
    1- آينده هاي ممكن (هر آينده ممكن)
    2- آينده هاي محتمل (آينده هايي كه احتمال وقوع دارند)
    3- آينده هاي مطلوب (آينده هايي كه با احتمال بيشتري همراه است و نسبت به آينده هاي ديگر، ترجيح دارد)
    4- آينده هاي آرماني (آينده هايي كه نسبت به آيندههاي ديگر داراي محوريت مي باشد، مثل مهدويت براي شيعه) . ( ك،1388،ش6840)

برخی از مهمترین نتایجی که از آینده اندیشی حاصل می شود عبارت است از:

- تکمیل سناریو هایی بیانگر اوضاع و احوال آینده (طیف تحولات)

- تعیین اولویت ها

- ایجاد وفاق و همگرایی میان دست اندرکاران

- پدید آمدن شبکه ای از کنشگران با دیدگاههای کم و بیش همسو

- عرضه پیشنهاد هایی برای عمل و اقدام

- ترویج فرهنگ آینده اندیشانه

برنامه ريزي در حوزه فرهنگ

     یکی از مسائل اساسی در آینده پژوهی فرهنگی این است كه آيا اصولافرهنگ و امور فرهنگي قابل برنامه ريزي است يا خير؟در این باره دو نظریه کلی وجود دارد:
    الف) گروه اول معتقدند به دليل كيفي بودن فرهنگ  نمي توان برنامه ريزي در این عرصه كرد. زيرا برنامه ريزي مستلزم پرداختن به كميت هاست و كاربرد روش هاي كمي در اين امر، اساسا معني فرهنگ را خدشه دار مي كند.
    ب) گروه دوم به خلاف گروه اول، برنامه ريزي را در مورد فرهنگ عملي مي دانند. از چهره هاي شاخص اين گروه، “لرد كلوين” است. به نظر “لرد”، هرچه قابل درك باشد قابل اندازه گيري نيز هست.
    دين مبين اسلام هم كه الهام بخش همه شئون زندگي ماست، عملااز مروجين انديشه اخير محسوب مي شود؛ زيرا اگر به فلسفه بعثت انبياء و نزول كتب آسماني دقت كنيم در مي يابيم كه هدف اصلي از بعث انبياء رشد و تعالي انسان ها و بهبود بخشيدن به كيفيت زندگي آن هاست.  ( ك،1388،ش6840)طرح مهندسی فرهنگی از سوی مقام معظم رهبری نیزاشاره به نظریه برنامه ريزي در حوزه فرهنگ است.

ضرورت تحليل آينده انقلاب اسلامـي
در لـزوم وجـود تحليلـي جامـع براي آينده ي انقلاب اسلامـي، دلايلي به شرح زير مطرح مي گردد:
1. ايجاد آمادگي در مديران وسياستگذاران نظام اسلامي و ضرورت هوشمنـدي آنان جهت برنامه ريزي براي حركت به سمت قله هاي كمال كشور و انقلاب و حفظ نظام اسلامي.
2. " آينده پژوهي " به عنوان ضرورتي استراتژيـك براي استمرار انقـلاب اسلامي و كارآمدي همه جانبه ي آن توصيه شده است.
3. آسيب شناسي نقاطي كه ممكن است براي نظام اسلامي آسيب زا و حتي تهديـدزا باشند، در حفظ نظام بسيار اهميت دارد. مباحثي از قبيل جنبش هاي اجتماعي، نخبگان، فرهنگ هاي مهاجم، عادات اجتماعي غلط، ارزش شدن ضد ارزش ها، بي تفاوتي شهروندان و مسئله قوميت ها.
4. تدويـن استراتـژي هاي خـرد و كلان نظـام در حوزه هاي امنيتـي، فرهنـگي، سياسـي و بين المللي كه بايد به طور جدي در دستور كار قرار گيرد.
5. وضعيت متغير و پرشتاب منطقه اي و پيشرفت هاي بين المللي كه قطعاً بر اوضاع ايران نيز تاثيرگذار خواهد بود.
6. فضاسازي هاي جديد فكري و فرهنگي از سوي نظام به منظور شكوفا شدن سياست ها و برنامه ها و همچنين به روز شدن سيستم مديريتي و ساختاري جمهوري اسلامي )گاه حوزه، 1385، شماره 197)

  رابطه آينده پژوهي ، فرهنگ و امنیت ملی :

    در تعريف آينده پژوهي گفته شده “علم و هنر كشف، و شكل بخشيدن به دنياي مطلوب فردا” بنابراين شايد بتوان آينده پژوهي فرهنگي را چنين تعريف كرد “علم و هنر كشف، و شكل بخشيدن به فرهنگ مطلوب فردا”
    در اين تعريف اجمالي تقريبا سير آينده پژوهي فرهنگي بيان شده است.آينده پژوهي فرهنگي در قالب يك روش نظام مند و ساختار پذير قابل بررسي و ارزيابي مي باشد چنانكه از تعريف برمي آيد ما بايد تغييرات احتمالي در هر سه سطح فرهنگ را بررسي كنيم. و از آن به نتيجه برسيم واضح تر اينكه روندهاي موجود در فرهنگ كه نيروهاي مسلط تغيير هستند را شناسايي كنيم، اين تغييرات ممكن است به خاطر پيشرفت هاي تكنولوژي حاصل شده باشد و يا اينكه عوامل ديگري مثل نياز، اين تغييرات را به وجود آورده و يا كساني هوشمندانه دست به تغيير در سطح فرهنگ زده باشند. بعد از رونديابي و تنظيم دورنماي فرهنگي كشور و يا جهان در صورت رضايت بخش بودن علائم و روندها، ما بايد پيشدستانه شروع به حفظ و ارتقاي فرهنگ ملي بكنيم و با مهندسي هوشمندانه چشم اندازهاي هنجاري و تجويزي و آينده هاي آرماني آينده فرهنگي خودمان را بسازيم و در صورت عدم رضايت از روندهاي موجود، آنتي تزهاي مناسب را طراحي و اجرا كنيم.(ك، 1388 ،ش6840)

  بايد تعريفي از امنيت ملي ارائه كرد كه سهم انديشه و فرهنگ در آن به صورت دقيق مشخص شده باشد. البته تلاشهايي از اين دست در برخي كشورهاي توسعه يافته جهت ارائه تعريفي جامع از امنيت انجام پذيرفته است. براي مثال، دانشكده  دفاع ملي كانادا امنيت ملي را چنين تعريف مي‌كند: «امنيت ملي، حفاظت از شيوه پذيرفته شده زندگي مردم است كه با نيازها و آرمانهاي مشروع ديگران نيز سازگار مي‌باشد. امنيت، شامل فارغ‌بودن از حمله نظامي يا فشار، آزادي از انهدام داخلي و رهايي از زوال ارزشهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي است كه براي نحوه زندگي، اساسي است.»   ( ميرعرب،  فصلنامه‌ علوم سياسي، ش 9)

همچنین در باب تعريف امنيت، مي توان دو گفتمان غالب را از هم تميز داد:گفتمان سلبي و گفتمان فراسنتي. در گفتمان فراسنتي، مقوله امنيت را تك بعدي نديده بلكه آن را چند بعدي مي بينند كه ابعاد اقتصادي، زيست محيطي، فن آوري، فرهنگي و ساير ابعادي كه هر روز بر تعداد آنها افزوده مي شود، در كنار بعد نظامي لحاظ مي شوند. امنيت در نزد اين گروه، به وضعيتي گفته مي شود كه در آن تهديدات سياسي، اقتصادي، فرهنگي،زيست محيطي و... براي بازيگر وجود نداشته باشد؛ و يا اگر وجود داشته باشند بازيگر بتواند با آنها مقابله كرده و ارزش هاي حياتي خود را حفظ كند.

 

ب. تهدیدات فرهنگی

  جامعه اي در جهان امروز وجود ندارد كه تهديدي بر آن مترتب نباشد. اماجامعه اي كه بتواند اين تهديدات را حل و خود را بازسازي كند، جامعه امن محسوب مي شود. وضعيت جامعه اي كه بتواند تهديدات را خنثي كند و آنان را به فرصت ها تبديل كند، از شرايط مطلوبي برخوردار است. امروزه به‏طور معمول تهديدات به پنج دسته تقسيم مي‏شوند: فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و نظامي كه اين عوامل براي هر كشوري بسته به نوع حكومت و جايگاه ژئوپولتيكي هر كشور، ابعاد تهديد استراتژيك آن كشور را مشخص مي‏كند. هر سيستم حكومتی بايد براي آگاهي از تحولات محيط دروني و بيروني  و صيانت از موجوديت خود ، تهديدات  و فرصتهاي محيط خود را شناسايي نماید. اگر كشوري نتواند سازوكار كارآمدي براي شناسايي، دسته‏بندي و تحليل تهديدهاي خود ايجاد كند، به‏طور طبيعي نمي‏تواند براي مقابله با تهديدات برنامه‏ريزي كرده و سيستم دفاعي خود را براي دفع يا رفع تهديد مجهز كند و بنابراين ممكن است ضربه‏هاي سنگين و سرنوشت‏سازي را متحمل شود.

 در نگاه راهبردی مهمترین تهدیدات جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگ به شرح ذیل می باشد:

1- جنگ نرم: جنگ  نرم یکی از انواع سه گانه جنگ  ( سخت، نیمه سخت و نرم) بوده که  شكل ديگري از تهديدات موجود و آتي دشمنان عليه  جمهوری اسلامی است. در جنگ  نرم ، عامل تهدیدبا بهره گیری از ابزار فرهنگی در صدد تأثیرگذاری بر ذهن ها و باورها است. دشمن در جنگ نرم از قدرت نرم استفاده می کند و قدرت نرم، قدرتی است که عامل آن می تواند بر اراده دیگران از طریق جلب نظر و متقاعد ساختن مخاطب بدون استفاده از زور و اجبار تأثیربگذارد. ساز و کارها، منابع و ابزار تهدید نرم، ارتباط مستقیم با ماهیت و چگونگی قدرت نرم دارد. «متقاعدسازی»، « قانع کردن» ، «جلب نظر» ، «تغییر ذائقه ها» و سرانجام ، «تغییر رفتارها» هدف نهایی در بکارگیری قدرت نرم در عرصه جنگ نرم است. صاحب قدرت نرم با استفاده از ارتباطات، اطلاعات، انفورماتیک ، اینترنت ، ماهواره ها ، مطبوعات، امواج رادیویی و تلویزیونی به دنبال متقاعدسازی و تغییر نگرش رقیب، مخاطب و در واقع دشمن خود می باشد.

  مهمترين زمينه‌هاي تغيير رويكرد غرب به جنگ نرم عبارتند از :شکست راهبردهای تهدید سخت و نیمه سخت ،كارآمدي اسلام در تقابل با هژموني غرب و نيز تناقضات و ناكارآمدي ليبرال دمكراسي در مواجهه با   انقلاب اسلامی بوده است.  

2- جهاني‌شدن (جهاني سازي) : پروژه جهاني سازي يكي ديگر از جنبه‌هاي تهديددر حوزه فرهنگ است.  

پدیده جهانی شدن فرهنگ، هنگامی که در خدمت اهداف فرهنگی غرب به خصوص آمریکا قرار گیرد، نتیجه ای جز تهاجم فرهنگی نخواهد داشت . مبارزه با تسلط صنایع فرهنگی غرب مانند سینما ، موسیقی و... و رستن از دام امپراطوری رسانه ای غرب ، از مهمترین دغدغه های فرهنگی انقلاب اسلامی است.(عسگری ، 1381،128 )

جهانی شدن مصطلح یا جهاني‌سازي ، با تهدیدها و تعارض هایی جدی و مبنایی برای ایران اسلامی همراه است که در این بخش به اهم آن اشاره می شود:

  1/2- جهانی شدن مبتنی بر نظام سیاسی لیبرالیسم با مبنای جاودانگی و جهانشمولی فرهنگ اسلام ، که شالوده حکومت ولایی جمهوری اسلامی ایران است ، تعارض آشکاری دارد. به عبارت دیگر ، داعیه جهانی شدن لیبرالیسم ، جهانی شدن حقیقی اسلام را ، با موضوعیت مهدویت و ظهور منتظر حقیقی ، به چالش می کشد. حداقل به لحاظ نظری ، جهانی شدن مبتنی بر ایده پایان تاریخ و پایان عصر ایدئولوژی است و این ادعا و مبنا ، مبنای تئوریک اسلام را ، که جهان شمولی و غایت حرکت تاریخ بشری را با حاکمیت جهانی اسلام همراه می داند ، به تعارض می طلبد.(سجادی، درآمدی بر اسلام و جهانی شدن،1383 ، 165)هم اکنون جمهوری اسلامی ودیگر جوامع مسلمان در معرص تهاجم فرهنگی و خط مشی یکسان سازی فرهنگی غرب قرار دارند .

 

2/2-آموزه های اجتماعی ، فرهنگی و اخلاقی لیبرالیسم که در فرایند جهانی شدن ، در حکم آموزه های عام و جهان شمول مطرح می شود ، در تعارض جدی با مجموعه باورها و ارزش های اسلامی است.در حالی که الگوی رفتاری ایران اسلامی در حوزه رفتار فردی ، اجتماعی و در ابعاد سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی ، باید در چارچوب باورهای دینی و براساس نظام ارزشی اسلام تنظیم وتدوین شود. جهانی شدن تلاش می کند که الگوی رفتاری منحصر به فرد خود ، که عمدتا مبتنی بر نگرش جدید مبتنی بر نگرش مادی و سود گرایانه است، به جوامع دیگر تحمیل کند. این الگوهای جدید مبتنی بر سود محوری ، مصرف گرایی ، برهنگی و بالاخره در یک کلام ، جدایی انسان از خالق و معبود خود، قطعا با باورهای اسلامی و فرهنگ ملی ایران در تعارض است (ادیب ،   1385 ، 321 )

 3/2- در معرض خطر قرار دادن هویت های ملی ، دینی و نژادی

 4/2- گسترش نسبی گرایی ( تکثر گرایی ) و سیطره پلورالیسم

5/2- تضعیف و ایجاد شبهه در باورهای دینی و انقلابی مردم

6/2- جایگزینی رسانه های جهانی ( ماهواره ، اینترنت و فضای مجازی)

7/2- توان تولید علم و نظریه پردازی نظام سرمایه داری و ایجاد انفعال در محافل علمی کشور

8/2- اعتبار بخشیدن به برداشت سکولار از جهان هستی

9/2- تحول در تلقی و الگوی زندگی اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی

10/2- برخورداری انحصاری نظام سرمایه داری از فن آوری های برتر ارتباط

11/2 – ورود آموزه های جهانب سازی و همزمان با آن حرکت به سمت یکسان سازی فرهنگی و سیاسی و اخلاقی و ترویج نهادها و سمبل های مصرف جهانی ، تولید جهانی و نفی اقتضائات محلی و ملی و در نتیجه بی توجهی به فرهنگ و اخلاق بومی(ابوالقاسمی ،1385، 64).