جریان شناسی خط امام (قسمت اول)
جریان شناسی خط امام
پیشگفتار: فرا رسیدن سالگرد رحلت معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) فرصت دیگری است که بار دیگر به خود آییم و بپرسیم که " بعد از امام چه کرده ایم ؟" در طول سالهای پس از بنیانگذار ، مدعیان خط امام خصوصاً در یک سال اخیر به اقداماتی دست زدند که بدیهی ترین نشانه ها و خطوط امام که همواره " شاخص" برای آحاد امت اسلامی بوده است زیر پا گذاشته شد . امروزه خط امام شاخص بی بدیل جمهوری اسلامی است که در دو دهه بعد از رحلت امام همواره از سوی خلف صالح امام ؛ مقام معظم رهبری مورد تاکید و ابرام قرار گرفته است . این مقاله اگرچه در یکی از نشریات بسیج منتشر شده ، اما به نظر می رسد در جهت تبیین خط امام به عنوان درس همیشگی وفاداران نظام اسلامی مفید باشد.
مقدمه: انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی با مردی پیوند خورد که تاریخ از او به «رمز معمای قرن» ، «مرد قرن بیستم» و «صدای مظلومیت ستمدیدگان و خار چشم ستمگران» ، «ریسمان عشق و محبت»، «سازنده تاریخ جدید»، «مظهر تولد دوباره اسلام»، «عامل حیرت شرق، لرزش شرق، تنگنای عرب، مشغول کردن جهان به خود» و بالاخره به «عصر خمینی» یاد کرد .
ثمره حیات طیبه نه دهه سرای خاکی او و پنج دهه مجاهدت در عرصه فرهنگی، علمی و سیاسی، ماندگاری در دلها و استقبال پنج میلیونی از او پس از پانزده سال دوری از ایران و بدرقه پانزده میلیونی پس از یازده سال زعامت سیاسی در خرداد غمانگیز جانها؛ پویایی و مانایی راه و اندیشه او، پایندگی مکتب سیاسی و خط امام خمینی، پایداری و تجلی میراث او در حاکمیت اصولگرایان در دهه سوم نظام جمهوری اسلامی است .
بیتردید بعد از گذشت سه دهه از حیات پربرکت جمهوری اسلامی ایران و دو دهه از رحلت ملکوتی حضرت امام خمینی، یکی از مباحث اساسی در گفتمانهای سیاسی رایج جامعه ایران «جریان شناسی خط امام است» که جا دارد صاحب نظران و اندیشمندان سیاسی، با نگاهی جامع الاطراف و کلان به مبانی و شاخصهها، خاستگاه و پیشینه، عملکرد و مواضع جریان های خط امام را از مدعیان دروغین آن متمایز و در مناصب ها و مسئولیتهای سیاسی اجتماعی نظام جمهوری اسلامی حضور نااهلان و نامحرمان را روشنگری و جریان حقیقی خط امام را به عنوان جریانهای اصیل مکتبی ماندگار نماییم.
الزامات و پیش فرضهای خط امام : در بررسی آراء، اندیشه، مکتب و«خط امام» به چند نکته به عنوان الزامات و پیش فرضهای آن توجه کرد عدم عنایت به این الزامات و پیشفرضها ناهمگونی در برداشت ها و اتخاذ مواضع متعدد از مکتب و خط امام را در پی دارد . بنابراین تعیین برخی اصول به عنوان پیش فرضها راهنمای مطمئنی در رهنمون کردن ما به برداشت های واحد از خط امام میگردد:
1-رویکرد جامع نگرانه، نه تجزیهای و ترکیبی: خط امام، یک فرهنگ و جهانبینی واحد و یک کل تجزیه ناپذیر
است. نگاه جزئی، دید استقرایی و رویکرد بخشی به خط امام به برداشت ناقص از کل
واحدی میانجامد که همانند داستان مولوی در مثنوی که برداشت استقرایی از یک فیل در
تاریکی، به فهم غلط آنها منجر گردید، اتفاق میافتد. بنابراین خط امام قابل تجزیه
نیست که فردی، گروهی و یا جریان با استناد به یکی از شاخصهها خود را خط امامی
بداند، چنانکه در سالهای آغازین انقلاب اسلامی حزب توده به این دلیل که امام را
"ضد امپریالیست" قلمداد میکرد،
خود را یک «جریان خط امام» مطرح می کرد پس خط امام قابل تجزیه نیست. از سوی دیگر
خط امام ترکیب پذیر نیست یعنی نمیتوان دربارهای از وجوه و ابعاد زندگی خط امام
را با تفکرات و مکاتب سوسیالیستی و یا لیبرالیستی ترکیب کرد و التقاطی رفتار و عمل
کرد. چنانچه برخی چهرهها و جریاناتی چون گروهک آرمان مستضعفین قائل به ترکیب و
التقاط با جریان چپ و سوسیالیست شدند و نیز برخی جریانات و چهرههای سیاسی بعد از
رحلت آن عزیز سفر کرده در عمل و رفتار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از محتوای مکتب
لیبرال دموکراسی غرب مایه گذاشتند و دست به التقاط زدند.
بنابراین کسانی واقعاً خط امامی هستند که همه شاخصهها و معیارهای او را یکجا قبول نمایند. «نُومِنُ بِبَعضٍ و نَفکِرُ بِبِعضٍ» بدترین نوع برخورد با خط امام است. از سوی دیگر نیز قائل به ترکیب و تجزیه در خط امام نباشند.
2- توجه به رویکرد تاریخی و ناسخ و منسوخها: نگاهی به اندیشهها و مکتب سیاسی حضرت امام در یک فرآیند تاریخی، از دهه 1320 که ایشان با انتشار کتاب کشف الاسرار فقط منتقد نظام پهلوی بود و در شرایط اضطرار و عدم تحقق امامت معصوم حاکمیت سلطنت را میپذیرفت اما در دهه 40 و 50 با درس ولایت فقیه، به صراحت از ولایت مطلقه و عام فقیه سخن میگفت و هر گونه تلاشی برای به دست گرفتن اداره شئون جامعه را فی سبیل الله قلمداد مینمود. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، فلسفه سیاسی اسلام با محوریت نظریه ولایت فقیه حاکمیت یافت و بالطبع مظهر فلسفه سیاسی لیبرالیسم در ایران که در ساختار سیاسی رژیم پیشین متجلی بود در حاشیه و در معرض زوال قرار گرفت. بدین سان نظریه ولایت فقیه بتدریج از یک گفتمان حاشیه به متن جامعه در ایران راه یافت.
تبیین و آشکار کردن جلوههای گوناگون این مکتب سیاسی که به«خط امام» بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مشهور گردید، خصوصاً در سالهای عصر پس از حاکمیت نظام اسلامی در ایران که به تدریج به بلوغ و کمال فکری خود رسید، به یک برآیند قطعی«خط امام» رسید که این مکتب دارای اصول، مبانی و شاخصههای مشخصی گردید.
از سوی دیگر در این فرآیند تاریخی امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی به تناسب شرایط و مقتضیات و متناسب با تحولات سیاسی روز دارای مواضع، جهتگیری و رفتار سیاسی بوده که چه بسا این موضع به دلیل ویژگیها و حساسیتهای خاص آن زمان بوده است. برای نمونه تمجید و تجلیل امام از برخی افراد، چهرهها، از جمله مهندس بازرگان، آقای منتظری و... براساس اصل ملاک «وضع حال» افراد بوده که در سنوات بعدی چه بسا ناسخهای جدید، برخی از دستورات و مواضع ایشان توسط معظم له منسوخ میگردیده است. بنابراین شرایط و تحولات جدید در اشخاص، جریانات، کشور و نظام، مواضع و راهبردی جدیدی را میطلبید، عدم توجه به این رویکرد در مواضع ایشان، چه بسا ابهامات را برای افراد ایجاد نماید.
تعریف مفاهیم: در این پژوهش با چند کلید واژه اساسی «جریان شناسی، خط، امام و خط امام» مواجهیم که نیاز به باز تعریف و تبیین است.
-جریان شناسی: به شناخت یک طیف گسترده فکری، اعتقادی، سیاسی و ایدئولوژیک گفته میشود همچنین جریان شناسی را شناخت بسترها و چگونگی شکلگیری اندیشهای با بررسی مبانی فکری تئوری پردازان بهمراه بررسی مواضع و عملکرد آنان اطلاق میشود. در یک تعریف رساتر و کاملتر شاید بتوان گفت که«جریان شناسی به شناخت مبانی و خاستگاه فکری، سیاسی-اعتقادی و اندیشهای، افراد، گروهها و احزاب سیاسی خاصی که دارای دیدگاهها، جهتگیریها، مواضع و رفتار سیاسی متمایز از دیگران باشد، گفته میشود. بنابراین جریان شناسی یعنی شناخت یک گفتمان و پارادایم فکری است.
-خط: معادل این واژه در گفتمان و ادبیات دینی، صراط آمده است. واژه صراط به معنای راه و روش مستقیم تعبیر شده است. راه مستقیم یکی بیش نیست و در برابر آن واژه«سبیل» آمده که به معنای راه فرعی میباشد که دارای پیچ و خمهای فراوانی است.
در برخی روایات از صراط در دنیا، به امام و رهبری که اطاعت از فرمان او واجب میباشد اطلاق شده است. مفاد این روایت و دیگر روایات مبین این مسأله است که صراط مستقیم همان راه انبیاء و اولیاء الهی است.(1)
-امام: این واژه در لغت به معنای رهبر بوده که در این پژوهش منظور رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی میباشد.
-خط امام: در ادبیات سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی عنوان خط امام به دو تعبیر مطرح شده است. در یک برداشت خط امام به معنای راه، روش و مکتب فکری امام خمینی است که دارای اصول، مبانی و شاخصههایی از جمله: دینمداری، مشروعیت الهی رهبری و قوانین، جامعیت دین، عینیت دین و سیاست، مردم سالاری دینی، ظلم ستیزی، ولایت فقیه و... میباشد. بر این اساس خط امام یعنی راه و مکتب امام خمینی است. در تعبیر دوم، خط امام عنوانی است که برخی احزاب، گروهها و جریانات سیاسی سعی کردند تا با استفاده از این واژه، خود را از دیگر گروهها و جریانات حاضر در صحنه سیاسی کشور متمایز کنند. براساس این رویکرد خط امام یک جریان سیاسی است که خود را منتسب به امام خمینی(ره) میداند.
ما در این مقاله، هم درصدد تبیین خط و راه امام خمینی به عنوان مدل و شاخص راهنما بوده و هم عملکرد و مواضع جریان سیاسی مدعی خط امامی را مورد بررسی و دقت نظر قرار خواهیم داد.
به منظور شناختی جامع در هر دو عرصه یاد شده، با نظری به ویژگیهای شخصیتی امام خمینی، مبانی، اصول و شاخصهای خط و مکتب امام را مورد ملاحظه قرار خواهیم داد آنگاه با نگاهی به خاستگاه و پیشینه خط امام، عملکرد گروههای مدعی خط امام را براساس اصول و چارچوب ماندگار میراث و راه امام خمینی مورد ارزیابی قرار خواهیم داد.
ویژگیهای شخصیتی امام خمینی(2): با دقت در زندگی پر بار امام خمینی در طول حدود 9 دهه حیات افتخار آفرین، چند ویژگی به عنوان ویژگیهای شخصیتی آن حکیم فرزانه هویدا میگردد.
اهم این ویژگیها عبارتند از:
1-روحانی بودن: نفوذ روحانیت و جایگاه آنان در نزد مردم مسلمان ایران از مقبولیت ویژهای برخوردار بوده است. چرا که مردم همواره روحانیت را حامی مظلومین و مخالف ظالمین و راهبری نهضتهای معاصر دانسته و بدین لحاظ آنان را تکیه گاه خود میدانند. بر این اساس روحانی بودن حضرت امام، زمینهای خوبی را برای نفوذ معنوی و رهبری ایشان در مردم ایجاد کرد.
2- مرجعیت امام: مرجعیت، در بینش شیعه جانشین امام معصوم بوده که حکم او را مانند فرمان پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) برای امت تلقی میکند. در نتیجه مردم مسلمان ایران حرکات سیاسی و اجتماعی خود را در چارچوب تکلیف شرعی براساس رأی و نظر اجتهاد و مرجعیت انجام میدهند. زیرا در چارچوب ولایت فقیه و اجتهاد است که موضوعی جنبه شرعی پیدا کرده و تکلیف فردی و اجتماعی به درستی انجام میشود. براساس این رویکرد امام مرجع تقلید و رهبر سیاسی بوده که مردم به حکم شرعی از ایشان اطاعت و پیروی میکردند.
3- فیلسوف بودن: بینش فلسفی امام، توانمندییهای ویژهای را در ایشان ایجاد میکرد که تحلیل صحیح وضعیت دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی، و پیچیدگی مسایل سیاسی، او را از اشتباهات فاحش باز میداشت.
4- اخلاص، انگیزه الهی و نگرش عرفانی: از برجستهترین ویژگیهای امام این بود که خود را به کلی فراموش کرده، هدفش خدا بود و با همه وجودش خدا را میدید، برای خدا سخن میگفت و در راه خدا قلم میزد و در راه خدا گام برمیداشت.
اخلاص و انگیزه الهی در او باعث شد بزرگترین اتفاقات دنیا، کوچکترین تأثیری در او نگذارد. در عین حال این انگیزه و نگرش عرفانی و الهی او باعث شد ترکیبی از صفات متضاده باشد. در عین تواضع و خضوع در برابر حضرت حق و مردم مسلمان ایران، با تمام قدرت در برابر قدرتهای استکباری میایستاد. همین خلوص و ارتباط الهی از عامل کمکها و راهنماییهای خداوند متعال و پشتوانه الهامات غیبی بود که صحیحترین تصمیمات سیاسی را در حساسترین مقاطع اتخاذ نماید.
5- مردم شناسی و مردم باوری: شناخت، عشق و باور امام نسبت به توانمندیهای مردم مسلمان ایران و به تعبیر شهید مرتضی مطهری چهار«آمَنَ» را در امام ایجاد کرد: «آمن بهدفه، آمن بسبیله، آمن بربه، آمن بقومه». این باور، گفتمانی را در امام ایجاد کرد که نتیجه آن، راهبرد بسیج مردمی و زبانحال«از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن» را در ایران اسلامی متجلی ساخت.
6- دشمن شناسی و سازش ناپذیری: در هدایت یک نهضت، شناخت دوستان و دشمنان و درجه بندی آنها از امور بسیار مهم است. شناخت دشمنان و بررسی توانمندیها و ضعفهای آنان، مدیریت کارآمدی از سوی امام در عملیات و نبرد نامتقارن شکل میداد. شناخت عمیق و دقیق از اوضاع ملی، منطقهای و بینالمللی موضعیت ویژهای را برای امام خمینی در حمایت از دوستان و پیشگیری و مقابله با تهدیدات دشمن فراهم میآورد.
7- تصمیمات به موقع: در مدیریت سیاسی انقلاب اسلامی، تصمیمات درست و به هنگام امام نقش بسیار تعیین کننده در پیروزی، تثبیت و تحکیم انقلاب داشته است. تصمیماتی چون فرمان حضور مردم در صحنه انقلاب در روز 21 بهمن 57، حمایت از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، قبول قطعنامه 598، عزل منتظری از جایگاه قائم مقام رهبری، دستور بازنگری قانون اساسی و... از سوی امام خمینی قدرت معجزه آسایی را از امام خمینی ارائه کرد. کیسینجر مشاور امنیت ملی آمریکا در این باره میگوید: «آیتا... خمینی غرب را با بحران جدی برنامهریزی مواجه کرد. تصمیمات او آنچنان رعد آسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامهریزی را از سیاستمداران و نظریه پردازان سیاسی میگرفت. هیچکس نمیتوانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند.. گویی از جای دیگر الهام میگرفت».
8- استقلال در فکر و عمل: از ویژگیهای برجسته امام خمینی، استقلال در اندیشه و رفتار بود. عدم وابستگی فکری و بینشی، استقلال عمل و رفتار را در ایشان ماندگار کرد. تئوری نه شرقی، نه غربی او و محکومیت قدرتهای غرب و شرق، برخاسته از این نگرش امام بوده است.
9- ساده زیستی و بیان روان: امام همواره در سلوک فردی و اجتماعی از رفتار متکبرانه و شاهانه بشدت پرهیز داشت و در نهایت ساده زیستی و با بیان عامه پسند و روان با تودهها ارتباط صمیمی برقرار میکرد.
10- سیادت: احترام ایرانیان به سادات عالِم در طول تاریخ شیعه، قدرت مانوری را در استیفای حقوق مردم و در نتیجه محبوبیت خاصی را در پیروان آنها ایجاد مینمود. براین اساس ترکیبی از خصایص ذکر شده محبوبیت، ماندگاری و توانمندی ویژهای از امام خمینی در نزد مردم ایران و شیعیان جهان ایجاد کرد.
1 – علی سعیدی، جریان شناسی خط امام، صبح صادق شماره 303، ص1.
2 – بخشهایی از این مقاله در همایش بزرگ تبین اندیشههای امام خمینی در شهرستان سلماس آذربایجان غربی در هیجدهمین سالگرد امام خمینی(ره) توسط نویسنده ارائه گردید.