درسهایی از استاد مطهری 1ـ مسأله محوری
مقدمه
در میان اندیشمندان اسلامی معاصر، فقط شهید مطهری به تعبیر مقام معظم رهبری "نادره زمان ما بود" که در منظر حضرت امام(ره) به ویژگیهایی چون کمنظیر، حاصل عمر (امام)، بیاستثنا، همه آثارش خوب (بوده)، جنبههای مختلف در او جمع شده، قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسایل اسلامی (داشت)، آن چه از این استاد باقی مانده با محتوای غنی خود مربی و معلم متصّف شده است.
بر این اساس شهید مطهری در مربی و معلمی، الگویی جامع است که هادیان و مربیان سیاسی با شناخت و اقتدا به سیره نظری و عملی او، میتوانند در عرصه تحلیل و تحقیق، هدایت و موضعگیری، از خرمن وجودی او درسهای لازم را فراگیرند و زمینههای توفیق خود را در عرصه رسالت پاسداری از انقلاب و نظام اسلامی تقویت نمایند.
پرسش از علل و عوامل موفقیت استاد شهید مرتضی مطهری، ما را به تبین چند عاملی بودن موفقیت رهنمون میسازد. یکی از علل برجسته موفقیت ایشان را باید در روششناسی استاد جستجو کرد. مراد از تبیین روش شناختی موفقیت مطهری، جستجو از عناصر روشی در مطالعات دینی است. بر این اساس این مقاله درصدد است روش مسأله محوری را در سیره ایشان تبیین نماید.
مفهومشناسی:
عمده مفاهیم مرتبط در این پژوهش عبارتند از:
1) پژوهش: فرایند پردازش اطلاعات، برخوردار از انتظام (نظم)، متعلق به گستره خاصی از علوم و دارای هویت جمعی است که به نوآوری میانجامد. (فرامرز قراملکی، 1385، 29).
بنابراین سه رکن اساسی پژوهش، اطلاعات، پردازش و نوآوری است.
2) موضوع محوری: فعالیتی است که با موضوع آغاز میشود و آن گاه هرگونه بحثی پیرامون موضوع، غالباً بدون ترتیب منطقی به میان میآید. (همان، 129).
3) مسأله محوری: فرایندی است که از مواجهه محقق با مشکل علمی و یا نظری آغاز میشود. محقق در گام دوم، مشکل را به مسأله تبدیل میکند و پس از تشخیص دقیق مسأله و صورتبندی منطقی آن، فرضیه خود را در حل مسأله حدس میزند و در گام دیگر به ارزیابی و آزمون فرضیه میپردازد تا به نظریهای قابل ارائه دست یابد. (همان، ص 130)
طرح مسأله:
پرسش از چرایی موفقیت استاد مطهری، ما را به تنوع و گستردگی علل و عوامل روانشناختی، جامعهشناختی، روششناختی و امثال آن رهنمون میسازد.
نظم و انضباط، صلابت و استقامت در برابر ناملایمات، ژرف نگری و عمق اندیشه، جامعیت تفکر، شناخت زمان و آیندهشناسی، داشتن بصیرت در شناخت جریان فکری و سیاسی، انصاف و جوانمردی، در مواجهه با جریانهای انحرافی و ... که این توفیقهای بینظیر، حاصل شخصیت روحی و فکری، تربیت الهی و محیط خانوادگی و معنوی حوزه و استفاده از محضر استادان بزرگ و مواجهه با چالشهای موجود در محیط سیاسی و فرهنگی آن زمان است که با اراده و پشتکار و هوش و ذکاوت بینظیر شهید مطهری و توفیق الهی و عنایات خاص امامان معصوم(ع) حاصل شده است. (کرمی، 132؛ 339)
آنچه در این میان برای نوشتار حاضر اهمیت دارد، تبیین روششناسی استاد مطهری در مواجهه با مسائل جامعه است. مراد ما از روششناختی استاد، جستجو از عناصر روشی ایشان در مطالعات دینی است. این تبیین میتواند هادیان سیاسی را در مواجهه با پدیدههای سیاسی، فرهنگی و ... یاری نماید. در جستجو از عناصر روشی استاد مطهری، مهمترین سؤالات عبارتند از:
استاد در مطالعات خود، موضوع محور بودهاند، یا مسأله محور؟ آیا در جستار مسأله محورانه، بر مسبوقیت حل اثربخشی مسأله بر تشخیص درست و دقیق آن عطف توجه کردهاند؟ در مقام تشخیص مسأله، تمایز مسأله و مشکل را جدی گرفتهاند؟ و اگر پاسخ مثبت است، فنون تبدیل مشکل به مسأله نزد ایشان چه بوده است؟ آیا استاد در نقد دیدگاههای رقیب به اصل مسبوقیت نقد بر فهم اندیشهها توجه داشت؟ و ...
چیستی مسأله محوری
یک محقق مسأله محور، دارای ویژگیها و شاخصههایی است. مهمترین آنها شامل:
1ـ بهرهمندی از مطالعه نظاممند و دوری از پراکندگی و غیر روشمند، فاقد نظام و هدف مشخص.
2ـ برخورداری از قدرت تحلیل و پردازش دادهها و اطلاعات خام.
3ـ داشتن چشم مسأله یاب.
4ـ قدرت تشخیص دقیق مسأله با فرایندهای تجزیه مسأله به مسایل و موارد جزییتر و محتمل، گونهشناسی و آسیبشناسی مسأله، ساختارشناسی و ... (گنجور، 1386، 290)
بر این اساس چنان چه بخواهیم فرایند پژوهش مسأله محور را ارائه نماییم، این فرایند شامل:
1ـ مواجهه با مشکل
2ـ صورتبندی مسأله
3ـ تدوین فرضیه
4ـ آزمون و ارزیابی فرضیه
5ـ حل مسأله و ارائه نظریه است.
فرایند مسأله محور تحقیق در مدل تیغ ماهی زیر ترسیم گردیده است:
![]()
![]()
![]()
![]()
فرایند تحقیق، گذار روشمند از فرضیه به نظریه است و این امر، مرهون مسأله است؛ زیرا فرضیه با پاسخ حدسی محقق به مسأله میباشد و روش، تابع فرضیه است. (فرامرز قداملکی، 1387، 136)
ویژگی برجسته مسأله محوری شامل: به لحاظ مفهوم، واضح؛ از حیث مصداق، متمایز؛ درست و معنی دار؛ قابل تحقیق؛ جزئی (پرهیز از جامعگرایی)؛ متناسب با توان محقق؛ دارای اولویت و ضرورت است. (همان، 140)
در کتابهای روش تحقیق، برای عبور از مشکل به مسأله نیز پروتکل شش فرمانی را تدوین نمودهاند که در این دستور نامه آمده است:
1ـ تجزیه مشکل به مسایل
2ـ سنجش مسأله
3ـ آسیب شناسی مسأله
4ـ گونه شناسی مسأله
5ـ تبارشناسی مسأله
6ـ ساختارشناسی مسأله
فایده برجسته مسأله محوری در پژوهش در جهات گوناگونی از جمله کارایی و اثربخشی، قابل سنجش بودن، جلوگیری از انحرافات در تحقیق، باور شدن فکر و دانش، افزایش میزان مشارکت محقق و امثالهم آشکار میگردد.
محقق برجسته حوزه و دانشگاه استاد شهید مطهری، محققی مسأله محور بود که اولاً به خوبی میدانست چه چیز را باید جستجو کند و ثانیاً اهل دقت و اعمالنظر در تبدیل مشکل به مسأله و ثالثاً به دنبال یافتن راهحلهای آن بود.
فرایند مسأله محوری
مهمترین عنصر در اثربخشی مطالعات و پژوهشها، روشمند بودن آن است و اصل نخستین در روشمندی تحقیق، مسأله محوری است. علم از مسأله آغاز و بدان ختم میشود و از رهگذر کُشتی گرفتن با آن پیش میرود. (پوپر، بیتا، 211) پژوهش از مواجهه محقق با مشکل آغاز و طی فرایند ضابطهمند اما کلیشهای، به حل مسأله میانجامد. اصل تقدم تشخیص دقیق و کامل مسأله بر حل آن، تحقیق مسألهمحور را به دو فاز و مرحله تقسیم میکند: تشخیص مسأله و حل مسأله. محقق باید از طرفی دارای چشم مشکلیاب باشد و از طرفی بتواند با صورت بندی دقیق معضلات، آنها را به مسایل واضح، معین و متمایز تبدیل کند. در این حالت وی به حسن سؤال رسیده است که نیمه دانش است و در مرحله دوم باید با روشهای مناسب به حل مسایل نایل آید. (فرامرز قراملکی، 1383، 92)
رهیافت استاد شهید مطهری در مسأله محوری[1] شامل مراحل زیر است:
1ـ مسأله محوری فعالانه: تمایز عمده روش استاد شهید مطهری با دیگر اندیشمندان معاصر خود در مسأله محوری فعالانه است. توجه به آثار ایشان، گواه بر صحت این مدعا است. چنان که ایشان در مقدمه عدل الهی به مسأله محور بودن مطالعات خویش یادآور میشوند که:
«این بنده از حدود بیست سال پیش که قلم به دست گرفته، مقاله یا کتاب نوشتهام، تنها چیزی که در همه نوشتههایم آن را هدف قرار دادهام، حل مشکلات و پاسخگویی به سؤالاتی است که در زمینه مسایل اسلامی در عصر ما مطرح است.» (مطهری، بیتا، 38)
روح حاکم بر سخنرانیهای تبلیغی و عمومی و نیز پژوهشها و تألیفات ایشان، "مسأله محوری" است.
2ـ تمایز مشکل از مسأله: بیتردید شهید مطهری از اندیشمندانی است که پس از مواجهه با مشکل، پیش از چارهجویی، میپرسند: مسأله من دقیقاً چیست؟ ایشان در مواجهه با معضلات، ابتدا به تحلیل آن میپردازد تا با روشهای گوناگون مسأله خود را به طور دقیق، معین و متمایز در میان مسایل فراوان، صورتبندی کند. بهرهگیری از روشهایی چون تجزیه، از روشهای استاد برای عبور از مشکل به مسأله است.
برای نمونه استاد در مواجهه با مشکل، «علل انحطاط مسلمین» که با تجزیه و تحلیل آن در نهایت به مسأله انسان و سرنوشت رهنمون شده است، چنین توضیح میدهد:
«این جانب درست به یاد ندارد که از چه وقت با مسأله علل انحطاط مسلمین آشنا شده است ولی میتواند به طور یقین ادعا کند که متجاوز از بیست سال است که این مسأله نظر او را جلب کرده و کم و بیش در اطراف آن فکر میکرده، و یا نوشته های دیگران را در این زمینه میخوانده است.» (مطهری، بیتا، 366)
ایشان در ادامه به جداسازی مشکل و مسأله توجه میکند و میگوید:
«این جا بود که به گستردگی و دامنه وسیع این مبحث پی بردم. فهمیدم که اگر بنا شود، تحقیق کافی و عالمانه در این مطلب بشود، باید موضوعات (مسایل) فراوانی مورد بحث و تحقیق قرار گیرد. (مطهری، 347)
3ـ گزینش ضابطهمند مسأله: استاد مطهری بر اساس رویکرد عینی به "ضرورتهای دینی و اجتماعی" به گزینش ضابطهمند مسأله اقدام مینمود:
«این بنده هرگز مدعی نیست که موضوعاتی که خودش انتخاب کرده است، لازمترین موضوعات بوده است. تنها چیزی که ادعا دارد این است که برحسب تشخیص خودش از این اصل تجاوز نکرده است که تا حدی که برایش مقدور است، در مسایل اسلامی "عقدهگشایی" کند.» (مطهری، مجموعه آثار، ص 38 و 39)
4ـ آسیبشناسی مسأله: آسیبشناسی مسأله، صور مختلفی دارد. گاهی فرد به دلیل اغراض پنهان مسأله را به صورت نادرست طرح میکند تا موجب مغالطه و خطای دیگران شود. از نظر استاد، ماتریالیستها این چنیناند. اما در غالب موارد، مسأله ناهوشیارانه، آسیبپذیر میگردد. ایشان در منشاء خطای اشخاصی چون راسل در پرسشی از علت وجود خدا میگوید:
«سؤال از این که چرا علت نخستین شد ـ که در فلسفه غرب یک سؤال بلاجواب تلقی شده است ـ سؤالی است، بیمعنا (زیرا) علت نخستین، موجودیتش عین حقیقت، و عین ذاتش است و هم علت نخستین بودنش غیرذاتش است و در هر دو حیث، بینیاز از علت است.» (همان، ص 443)
5ـ تبارشناسی: یکی از روشهای تشخیص مسأله، پرسش از گستره و علمی است که مسأله به آن تعلق دارد. پاسخ به سؤال «مسأله من به کدام دانش متعلق است»، نقش مهمی در گزینش چارچوب نظری تحقق، روی آورد، روش و ابزار پژوهش دارد. (فرامرز قراملکی، 1383، 104)
استاد در آغاز کتاب انسان و سرنوشت، تعلق مسأله به گستره خاص از علوم را به عنوان "ردیف مسأله" مورد توجه قرار میدهد:
«مسایل علمی و فلسفی، هرکدام ردیف خاصی دارند که از طریق موضوعات آنها و یا از طریق هدف و نتیجهای که از یاد گرفتن آنها حاصل میشود، تعیین میگردد.» (مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 64)
6ـ رویآورد مناسب در حل مسایل: بر اساس توجه به حیثیات مختلف مسأله میتوان تعلق آن به دانش معین را روشن و رویآورد مناسب را انتخاب کرد. سخن استاد مطهری در آغاز "عدل الهی" نشانگر همین نکته است:
«مسایل عدل الهی، هم جنبه نقلی دارد و هم جنبه عقلی، بدیهی است که از جنبه نقلی به آیات کریم قرآن و روایات مأثوره از رسول اکرم و ائمه اطهار(ص) استفاده شده است. اما از جنبه عقلی به دوگونه ممکن بود بحث شود: کلامی و فلسفی. ولی نظر به این که مشرب استدلالی متکلمین را در این گونه مسایل صحیح نمیدانم و برعکس، مشرب حکمای اسلامی را صحیح میدانم از سبک متکلمین به طور کلی پرهیز کردم و از سبک حکما استفاده کردم.» (مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 40)
7ـ تفکر نقادانه: مهمترین ضلع روش اندیشه استاد مطهری، روحیه نقدپذیری و توان نقد هوشمند است. پایبندی به منطق و برهان و برخورداری از آزادگی، استاد را به اخذ رویآورد نقادانه سوق داده است. شک و تردید سازنده از آثار این رهیافت است. استاد به همین دلیل، اشخاصی چون فخر رازی را میستود:
«فخر رازی همیشه تشکیکاتش مفید و نافع بوده است؛ یعنی سبب شکافتن مسایل شده و خیلی هم از این راه کمک کرده است.» (مطهری، مجموعه آثار، ج 9، ص 32)
استاد مطهری در بررسی جامع اندیشههای رایج در جامعه و پاسخگویی و نقد و بررسی آرای مخالفان در حوزههای گوناگون علمی به اصولی معتقد و پایبند بود که عبارتند از: (باقی نصرآبادی، 1383، 106)
1ـ برخورد اثباتی
2ـ بیان نکات مثبت در کنار اشکالات
3ـ جدال احسن
4ـ برخورد احترامآمیز در نقل اقوال
5ـ نقد و بررسی اندیشه بدون نام بردن از صاحب اندیشه
6ـ پرهیز از مطلقگرایی
7ـ رعایت مصلحت
8ـ استقلال فکری
9ـ آزاد اندیشی
10ـ انصاف علمی
11ـ برخورد بنیادی
نتیجهگیری
یکی از زوایای قابل تأمل و تدقیق در روش نوشتاری و گفتاری استاد مطهری، مسألهمحوری است. بر این اساس استاد با تشخیص درست مسأله، به حل آن مسأله اقدام مینمود. این روشمندی برای هادیان سیاسی درس بزرگی از زندگی پربرکت ایشان است.
منابع:
1ـ ایمانی پور، آمنه (1388)، بررسی روششناسی استاد مطهری در رویکرد نقادانه ...، مجموعه مقالات حکمت مطهر، تهران، معاونت فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها.
2ـ باقی نصرآبادی، علی (1383)، روششناسی استاد مطهری در نقد اندیشهها، نشریه مشکوۀ، شماره 82 / بهار.
3ـ پوپو، کارل ریموند (بیتا)، اسطوره چارچوب در دفاع از علم و عقلانیت.
4ـ فرامرز قراملکی، احد (1385)، روششناسی مطالعات دینی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی.
5ـ فرامرز قراملکی، احد (1383)، استاد مطهری و کلام جدید، تهران، سازمان انتشارات پژوهشگاهها، فرهنگ و اندیشه اسلامی.
6ـ کرمی، فیروزه (1382)، استاد مطهری، رمز توفیق و ماندگاری، فصلنامه قبات، سال 8 و 9، ش 31 و 30.
7ـ گنجور، مهدی (1386)، استاد مطهری محققی مسأله محور، جلد اول مقالات برگزیده جشنواره حکمت مطهر، تهران، انتشارات نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها.
8ـ مطهری، مرتضی (بیتا)، مجموعه آثار، تهران، صدرا.
9ـ نگارش، حمید و باقی نصرآبادی، علی (1378)، رمز موفقیت استاد مطهری، قم، انتشارات مؤسسه انتشاراتی امام عصر(عج).