بازشناسی دستاوردهای خارجی انقلاب اسلامی ایران( قسمت اول)
بازشناسی دستاوردهای خارجی انقلاب اسلامی ایران
چکیده
ظهور و بروز انقلاب اسلامی ایران با ماهیت اسلامی، انقلابی و مردمی پدیدهای شگفتی ساز و تحول آفرین در بیش از سه دهه گذشته در عرصه ملی، فراملی، در ابعاد سیاسی، فرهنگی دفاعی، اقتصادی و... بوده است. این انقلاب در طول حیات پرافتخار، علیرغم محدودیتها، تنگناها و چالشها و دشمنیها، کارنامه درخشانی از خود بر جای گذاشته و به عنوان یک انقلاب کارآمد و پرتوان در عرصه منطقهای و بین المللی مطرح است. آشنایی با دستآوردهای انقلاب اسلامی و بازشناسی قوتها و فرصتهای نظام جمهوری اسلامی، یک رویکرد و نگاه راهبردی در وفاداران به انقلاب ایجاد مینماید که بابصیرت و افتخار از انقلاب و دستاوردهای آن پاسداری و حراست نمایند.
کلید واژهها: بازشناسی، دستاورد ،خارجی، انقلاب اسلامی
مقدمه
انقلابها كه بزرگترين و ژرف ترين تحول در حوزه سياسي و اجتماعي به شمار ميآيند، عامل عمدهای در تحولات روابط بين الملل قلمداد ميشوند. به تبع همين عمق اثرگذاري رويدادهاي سياسي اجتماعي از نوع انقلابي است كه پژوهشگران تاريخ و روابط بين المللي، انقلابها را به دو بخش انقلابهاي مادر و انقلابهاي محدود يا داخلي تقسيم كردهاند. به خلاف انقلابهاي فرانسه و روسيه كه با ايدئولوژي دست ساز به بشر نويد خوشبختي را دادند، انقلاب اسلامي، دين و ايدئولوژي الهي را به عنوان يك الگوي آرماني و عملي متناسب با فطرت بشري ارائه كرد كه موجد تحولات بسياري در ابعاد نظري و عملي در تحولات بين المللي در سطوح منطقهاي و جهاني گرديد. (1)
امروزه انقلاب اسلامی ایران با شاخصهایی چون معجزه قرن، احیاگر دین و دینمداری، الهام بخش موحدان و آزادیخواهان، کانون بیداری اسلامی، بسترساز نظام جمهوری اسلامی، احیاکننده استقلال و عزت ملتها، الگوی بیبدیل مردم سالاری دینی و... مشهور شده است.(2)
اینک در دهه چهارم انقلاب انقلاب اسلامی و گام بلند نظام اسلامی برای تحقق کشور اسلامی، اگرچه تا به حال اندیشمندان و چهرههای موثر با رویکردها و روشهای مختلفی به بازشناسی دستاوردها و پیامدهای انقلاب اسلامی در عرصههای مختلف پرداختهاند، اما آنچه در این نوشتار بیان میگردد شمهای از دستاوردهای خارجی انقلاب اسلامی با رویکرد کلی و کلان است. اگرچه انقلاب اسلامی را به این مختصر نتوان معرفی کرد اما:
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید
بررسی مفاهیم
در بررسی و بازشناسی دستاوردهای انقلاب اسلامی در این مختصر با این واژهها و مفاهیم مواجهایم:
1- بازشناسی: بررسی، شناخت و تحلیل دوباره و مجدد یک پدیده و مفهوم است.
2- دستاورد: آثار و پیامد مثبت یک پدیده و مسئلهای را دستاورد گویند.منظور از دستاورد در این پژوهش، دستاوردهای سیاسی فرهنگی خارجی است.
3- انقلاب اسلامی: انقلابی که به رهبری حضرت امام خمینی (ره) در 22 بهمن 57 به پیروزی و در سه دهه گذسته منشاء آثار و برکات بیشماری در محیط داخلی و خارجی گردید.
بازشناسی دستاوردهای خارجی انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامى براى تحقيق و بررسى، يك موضوع كلان است. از لحاظ متدولوژى و روش تحقيق سؤالات و مجهولات اساسى چون :تاريخچه و مراحل، زمينهها، علل و عوامل شكلگيرى و پيروزى، اهداف و شيوهها، ويژگيهاى انقلاب در مقايسه با ساير انقلابها، آفات و موانع و بالاخره پىآمدها، آثار و نتايج انقلاب اسلامى طرح مىشود. در بين مجهولات فوق سؤال دستاوردها و پیامدها ،حساسترين، سياسىترين و كاربردىترين پرسش مىباشد که بطور وسيع و عميق در عرصه جامعه و در بين دولت و ملّت، دوست و دشمن و داخل و خارج طرح مىشود.(3)
در يك پژوهش بنيادى و گروهى بايد پاسخهاى مستند و مستدل به سؤالات فوق ارائه نمود. در آن صورت نسبت به انقلاب اسلامى شناختى وسيع، عميق و دقيق بدست خواهد آمد. سؤال از چرایی انقلاب از لحاظ علمى و فلسفى دشوارترين مجهول است. زيرا پرسش از علت و چرايى پديدهها مشكل و سخت است. براى مثال در حاليكه بيش از دويست سال از انقلاب فرانسه و بيش از هشتاد سال از انقلاب روسيه مىگذرد هنوز هم درباره علل و چرايى آنها نظريهپردازى مىشود. (4)
اینک که انقلاب اسلامی در دهه چهارم رشید، مقاوم و پرنشاط در عرصه داخلی و خارجی پرفروغ میدرخشد و علیرغم برگزاری انتخاباتی باشکوه در انتخابات دهم ریاست جمهوری و با حضور 85 درصدی ایرانیان، زلزلهای در اقصی نقاط جهان در مردم سالاری مطرح و بدین لحاظ بدخواهان تعارض و ناسازگاری با آن را تشدید بخشیدند، اما باید گفت گفتمان انقلاب اسلامی همچنان در جغرافیای جهان پرتوافشانی میکند و ثابت شده که میتوان یک نظام بر اساس دین و دینمداری مبتنی بر خرد جمعی و با ولایت و رهبری فقیه جامع الشرایط بنا نهاد و به تمام گوهرهای انسانی چون آزادی، استقلال، عدالت، عزت و کرامت ،دین و معنویت، تعالی و توسعه و... دست یافت.
با این توصیف دستاوردهای انقلاب اسلامی در عرصه خارجی آن چنان گسترده است که طبعا نمیتوان آن را در نوشتاری محدود جای داد، لذا در این نوشتار صرفا به برخی از مهمترین دستاوردهای خارجی انقلاب اسلامی، در دو عرصه سیاسی- اجتماعی و فرهنگی- علمی و فناوری اشاره میگردد:
1- ارائه الگوی موفق از نظام مردم سالاری دینی
انقلاب اسلامي در شرايطي رخ داد كه هويت اسلامي به شدت تضعيف شده بود و ايدههاي حکومتی ليبراليستي و سوسياليستي بر جهان حاكميت داشت و ذهن انسانها بالتبع درحوزه نفوذ اين دو مکتب و قطب قدرت تعريف ميشد و آداب، سنتها و ارزشهاي اجتماعي، جوامع مولود مكاتب و ايدئولوژيهاي دست ساز بشري غرب و شرق بود. انقلاب اسلامي در حالي روي داد كه بشر آن روز در عرصه مديريت جامعه و زندگي سیاسی اجتماعي تصوير ايدهآلي در ذهن نداشت، حتي اجرای اسلام را در بعد حکومتی غيرممكن ميدانست. امّا انقلاب ايران به رهبري امام خميني (ره) با ماهيت ايدئولوژي الهي رخ نمود و آغازگر چالش جدید برای نظامهای مدعی مردم سالاری و آزادی و نیز حکومتهای سوسیالیستی و مدعی عدالت در دنياي آن روز گرديد.
ارائه الگويي جديد پيرامون دين و حكومت (نظام مردم سالاري ديني) که براساس اصل اول قانون اساسي ايران، حكومت ايران "جمهوري اسلامي" است، که مقام معظم رهبري در تعبيرات مكرر خود واژه "مردم سالاري ديني" را معادل "جمهوري اسلامي" دانسته است، شامل:
الف) نقش مردم در مقبوليت نظام و كارآمدي آن، نقش مردم در تعيين حاكمان و كارگزاران نظام،نقش مردم درنظارت برحاكمان، نقش مردم در انتخاب كارشناسان و متخصصان ،محوريت خدمت به مردم در نظام جمهوري اسلامي و رسيدگي به محرومين، دغدغه اصلي نظام جمهوري اسلامي است.
ب) نقش اسلام در تعیین سیاستگذاری، هدایت و راهبری جامعه.
بنابر این مدل جدید از مردم سالاری بر مبنای دین مبین اسلام، الگوی مورد پذیرش و قابل تحقق برای مسلمانان در عصر افول مدلهای به بن بست رسیده بشری در عصر جدید است .
2ـ ارائه الگوی رهبری ولايت فقيه به عنوان مدل مدیریت نظام سياسي
تبديل نظريه سياسي ولايت فقيه به عنوان مدل مدیریت نظام سياسي، به عنوان طرح نوين در مجموعه نظامهاي بين المللي در واقع كشيدن خط بطلان بر تئوري پوچ جدايي دين از سياست و نظريه سكولاريسم در جهان است. به بياني ديگر طرح مدیریت ديني بر پايه ولايت فقيه، رنسانسي بر ايدههاي سياسي زاييده مكاتب بشري بود.
دوستان و دشمنان نظام جمهوری اسلامی در طول سه دهه گذشته، از مهمتری دلایل استحکام، ثبات و کارامدی نظام جمهوری اسلامی را مدیریت قدرتمند و هوشمندانه ولایت فقیه در اداره انقلاب و نظام دینی ایران میدانند. در سطح خرد، مدیریت دینی چهرههایی چون سید حسن نصرالله در حزب الله لبنان، مدل و الگویی برگرفته از شیوه رهبری بصیر، کارامدو محبوب الهی است.
3ـ ارائه الگویی نوین در سياست نه شرقي نه غربي و استقلالگرايي
آرمان استقلال طلبي مردم ايران در قالب اصل نفي شرق و غرب به عنوان قطبهاي حاكم در آن زمان، الگوي جديدي در روابط بين الملل بود كه بعدها مباني رفتاري برخي از كشورها و بيشتر ملل آزادي خواه را تشكيل داد. طرح سياست خارجي نوين از سوي انقلاب اسلامي كه بر نفي هر گونه سلطهجويي و سلطه پذيري استوار بود، خود شوك ديگري بود بر نظريههاي استعماري و كليشهاي در عصر انقلاب، در واقع اين اصل قالبهاي موجود ابرقدرتهاي آن زمان را شكست و راه تنفسي براي كشورهاي اقماري بود. اين اصل با نفي وابستگي به شرق و غرب توانست، توجه كشورهاي حوزه نفوذ ايران را به همبستگي دروني، توزيع عادلانه قدرت و آزاديخواهي معطوف داشت. خلاصه اين كه سياست نه شرقي و نه غربي عملاً اشاره به يك حقيقت ارزنده داشت و آن، اين بود كه ملتهاي اسلامي براي نيل به هر هدف مشروع سياسي، به اراده جمعي نيازمندند و اراده جمعي نيز نتيجه همبستگي اسلامي است. ( 5)
كسب استقلال سياسي و ايجاد نظام سياسي مستقل (نفي استعمار و عوامل خارجي) به معني مطلق آن نيست؛ زيرا استقلال مطلق در دنياي كنوني وجود ندارد و همه ملتها و دولتهاي جهان به يكديگر وابستهاند و محتاج هم هستند. بنابراين وقتي بحث از استقلال ميكنيم مراد آن است كه هر كشوري در تصميمگيري و اجراي تصميمات ملياش مختار باشد و جمهوري اسلامي با از بين بردن نظام استبدادي، طرد كامل استعمار، جلوگيري از نفوذ اجانب، نفي و اجتناب از پيمانهايي كه موجب سلطه بيگانه بر منابع طبيعي و اقتصادي و فرهنگي و عدم تعهد در برابر قدرتهاي سلطهگر، توانست به اين مهم دست يابد.
4- افشاي چهرۀ واقعي قدرتهای استکباری و سلطه گر غربي
يكي از دستاوردهاي جهاني انقلاب اسلامي ايران، پرده برداشتن از چهرۀ كريه استكبار غرب به سركردگي آمريكا و افشاي چهرۀ واقعي قدرتهای استکباری و سلطه گر غربي بود. انقلاب اسلامي، آمريكا را كه به ظاهر و به دروغ مدعي دموكراسي و دفاع از حقوق بشر بود، رسوا و بيحيثيت كرد. اين انقلاب توانست ماسك دروغين حمايت از حقوق بشر آمريكا و غرب را بردارد تا همه مردم جهان بتوانند كاملا چهرۀ واقعي آنها را مشاهده كنند. البته اين چهرۀ ننگين، زورگو و ستمگر قبلا نيز براي مردمي كه خودشان با پوست و گوشتشان، تازيانههاي ستم غرب و آمريكا را بر خود لمس و حس كرده بودند و اموال و ثروتشان توسط آنان به غارت رفته بود، مشخص و آشكار بود، اما انقلاب اسلامي توانست ابعاد گستردهتري از چهرۀ دروغين آمريكا را نزد مردم جهان نمايان و آشكار سازد. حاكميت استكبار غرب بر مطبوعات و رسانههاي مجازی نيز عليرغم تلاش زياد، نتوانست مانع اين افشاگري در جنایات آنان در عراق، افغانستان، فلسطین و ... شود.