بنابراین، وحدت ایدئولوژیک ودر گفتمان حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، انگیزه الهی و وحدت كلمه، بالاترين سطح اتحاد را در سطح بينشي كه پايه و قوام راهنماي رفتارهاي گوناگون و گرايشات و مواضع سياسي، اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي آحاد جامعه است، فراهم مي‌نمايد. تبيين پايه‌هاي اعتقادي و ايدئولوژيك وحدت و همگرايي ملي بر اساس آموزه‌هاي قرآني براي توجيه و مهندسي افكار عمومي از سوي علماء و روحانيون در مراكز جمعه و جماعات و امثالهم و دوري از عوامل اختلاف برانگيز ايدئولوژيك فرقه‌اي مبناي اساسي براي همگرايي ملي عليرغم تكثر و تنوع مذهبي در كشورهايي همچون جمهوري اسلامي ايران است.

2‌ـ سطح قانوني (حكومتي): اصولا گفته‌اند «حيات جمعي بدون قانون اساسا ميسر نيست. در جمهوري اسلامي ايران كه قوانين اساسي و عادي آن برخاسته از پشتوانه‌هاي مكتبي است، رعايت قانون و برابري همگان در برابر قانون، اصل اساسي و بدين لحاظ مي‌توان گفت قانون يكي ديگر از ملاك‌هاي همگرايي ملي است. التزام به قانون و پاي‌بندي به آن در عرصه رقابت‌ها، همگرايي‌ها و نزاع‌هاي سياسي اجتماعي مي‌تواند اعتدال، آرامش و ثبات را در جامعه ايجاد نمايد.

نقش علما در تبيين، توجيه، هدايت و گفتمان‌سازي قانون اساسي و ديگر قوانين موضوعه كشور در منابر، مجالس وعاظ و خطابه كلاسها و همايش‌هاي آموزشي و علمي، ايام الله و مناسبت‌هاي سياسي، فرهنگي نقش اساسي و تعيين كننده است. فرهنگ سازي علما و روحانيون از قانون اساسي به منزله سند ميثاق ملي و مرجع و محور سياسي و حقوقي وحدت ملي ايرانيان، مي‌تواند در گفتمان قانون گرايي و پايبندي آحاد جامعه به قانون اساسي و ايجاد روح همگرايي ملي و كارآمدي حاكميت ديني نقش تعيين كننده داشته است.

نمودهاي همگرايي ملي را در انسجام دروني هر يك از قوا، انسجام بين هر يك از قوا، انسجام رهبري با قواي سه گانه و كانونهاي قانوني و يك قدرت، انسجام رهبري با مردم در سطح حكومتي مي‌توان ملاحظه نمود و با توجه به جايگاه و ساختار ولايت فقيه در نظام جمهوري اسلامي واصول *** قانون اساسي به عنوان ابزارهاي تكوين و تداوم همگرايي ملي اشاره شده است كه نقش گروه مرجع وحدت‌بخش يعني علماء و روحانيون در كشور بنيادين است.

3ـ سطح قدرتي (قدرت سياسي): مراد از قدرت سياسي همه اجزا عناصر و اركان حاكميت نظام است كه در جايگاه رهبري نظام، قواي سه گانه، نيروهاي مسلح و ساير نهادها و مراكزي كه وابسته به حاكميت‌اند قرار دارند و در تصميمات، اقدامات و تدابير خرد و كلان، حاكميت نقشي ايفا مي‌كنند. قدرت سياسي داراي عرضه‌ها و لايه‌هاي مختلفي است عرصه‌هايي كه مي‌تواند تأثيرگذاري و نقش روحانيت در قدرت سياسي را تعيين كنند عبارتند از:

1.             انديشه سازي نظريه پردازي توليد فكر و ارائه الگوهاي مورد نياز و تعيين كننده در حاكميت.

2.             سياستگذاري، هدايت، رهبري كلان، مديريت عالي نظام سياسي و نيز نظارت مؤثر و كلان.

3.             فرهنگ سازي، هدايت ذهنيت عمومي جامعه به خصوص نخبگان، هنرمندان، روشنفكران، اصحاب قلم و رسانه‌ها و ....

4.             تربيت نيروهاي توانمند و شايسته براي تصدي جايگاه‌هاي مهم وتشكل‌هاي مناسب براي هدايت قدرت سياسي

5.             نظارت بر قدرت و پيشگيري از انحراف،فساد، تبعيض، ناراضي تراشي و ...

6.             تصدي گري و بر عهده گرفتن مسئوليتها و احراز پست‌هاي وزارت، وكالت، مديريت و ...

اگر فلسفه اصلي و كاركرد مطلوب روحانيت را «تلاش علمي، تربيتي و اجتماعي براي ديني كردن جان و جهان بشري» بدانيم، حضور روحانيت در قدرت شيعي نيز بايد در همين راستا تبيين و تعيين گردد. (ذوعلم، 1384، 3)

از منظر امام خميني (ره) حضور روحانيت در شبكه قدرت سياسي مي‌تواند ممانعت از بروز چندين گسست اصلي گردد: ممانعت از بروز گسست بين حكومت با مردم ممانعت از بروز گسست بين نيروهاي مسلح. (افتخاري، 1382، 190)

4ـ سطح سازماني (اداري): منظور از آن، ساخت ادارييا همان بوروكراسي است كه مجموع سازمان‌هاي اداري وابسته به دولت را كه در جامعه و تنظيم امور، حكومت را ياري مي‌رسانند، شامل مي‌شود. آنچه در اينجا مهم مي‌نمايد نقشي است كه روحانيت در ايجاد همگرايي در جامعه ايفا مي‌نمايد. اين نقش به ميزان زيادي با مفهوم بنيادين كارآمدي مرتبط است. (افتخاري، 1382، 193)

در طول ساليان پس از پيروزي انقلاب اسلامي يكي از كاركردهاي روحانيت و علما، ارائه راهكارهايي براي تقويت كارآمدي دستگاهاجرايي در كشور و رفع مسايل و نيازمندي‌هاي مردم وافزايش رضايت آنان و در نتيجه افزايش همگرايي ملي است. در بينش حضرت امام (ره)، مردم ولي نعمتان انقلاب بوده و هم دستاوردها مديون ايستادگي و نظر مساعد مردم بوده، لذا عدم ايجاد اختلاف و تعارضات بين مسئولان نظام و حفظ روحيه خدمتگزاري و حفظ رابطه سالم با مردم، الگوي سازمان اداري كشور مي‌باشد.

يكي از نقش‌هاي تأثيرگذار روحانيت در همگرايي ملي، طراحي گفتمان‌هايي خصوصا ازسوي رهبري انقلاب در جهت هدايت جامعه به سوي كمال مطلوب و انسجام بخش جامعه و كارآمدي حاكميت ديني نظام جمهوري اسلامي بوده است. در دهه اول انقلاب مهمترين گفتمان سازي‌هاي حضرت امام (ره) عبارتند از: گفتمان جمهوري اسلامي، گفتمان جهاد و شهادت، گفتمان ولايت مطلقه فقيه، گفتمان اسلام ناب محمدي (ص)، گفتمان شيطان بزرگ، گفتمان بسيج، گفتمان نه شرقي نه غربي بوده است.

در دهه دوم و سوم انقلاب اسلامي مهمترين گفتمان‌هاي مطرح شده از سوي مقام معظم رهبري شامل گفتمان خواهي و عوام، گفتمان ريزش و رويش، گفتمان خودي و غيرخودي، گفتمان اصولگرايي و اصولگرايي مصلحانه، نامگذاري سالها به مفاهيم و معارف اسلامي و انقلابي، گفتمان مردم سالاري ديني، معنويت گرايي (نوسازي معنوي)، همبستگي ملي ، چشم انداز نظام، چرا مذاكره نه؟ گفتمان دولت اسلامي، جنبش نرم‌افزاري و نهضت توليد علم، مشاركت عمومي،اتحاد ملي و انسجام اسلامي، گفتمان عدالت‌خواهي، گفتمان خدمت رساني بي‌منت و ... بوده است.

از پيامدها و نتايج اين گفتمان سازي تحرك و پيشرفت، شوق و اميد در كشور، عبور از چالشها و بحران‌ها، تحول آفريني و اصلاح در كشور به منظور كارآمدي نظام اسلامي، حفظ وحدت و همگرايي ملي بوده است.

5ـ سطح عمومي: حوزه عمومي دلالت بر فضاي ارتباطي بين قدرت حاكمه و مردم دارد كه مجموعه‌اي از كنش‌ها و نهادهاي فرهنگي شاخصه بارز آن‌ها «دور از دسترس بودن دولت و همگاني بودن» آنهاست در آن شكل گرفته و امكان وجود مي‌يابند. كارگزاران اين حوزه عبارتند از: نيروها، طبقات، گروهها و جنبش‌هاي اجتماعي و نهادها و سازمانها و گروه‌هاي فشار كه به صورت مستقل از دولت، مشغول به فعاليت مي‌باشند. (افتخاري، 1382، 196) شأن كاربردي حوزه عمومي در راستاي ايجاد همگرايي ملي كاربردي و مؤثر مي‌باشد، چرا كه اين حوزه در پر كردن خلأ بين دولت و ملت تأثيرگذار مي‌باشد.

در اين سطح، اختلاف سليقه وديدگاه در سطح روشها بوده ودر سطح مسايل و اهداف، اين گروهها به يكديگر پيوند خورده و بدينوسيله وفاق و اتحاد ملي در عين اختلاف روش معنا و مفهوم مي‌يابد. در اين ارتباط مي‌توان كار ويژه‌هاي متنوعي براي كليه بازيگران حاضر در حوزه عمومي برشمرد كه در نهايت بر ضريب «همگرايي ملي» تأثيرگذارند. از آن جمله:

دريافت خواسته‌هاي مردمي و انتقال آنها به حوزه قدرت سياسي

دريافت كاركردهاي دولتي و بيان آنها براي مردم

نظارت بر عملكرد سازمان اداري قدرت و جلوگيري از انحراف و فساد آن

ارتقاء سطح دانش عمومي و آشنا كردن شهروندان با حقوق و تكاليفشان

دريافت پيشنهاد و نظرات كارشناسي و انعكاس آنها به حوزه قدرت جهت بهبود تصميم سازي.

ايجاد هماهنگي بين بازيگران مختلف اين حوزه و هدفمند نمودن آن‌ها در راستاي منافع عمومي. (نوذري، 1382، 526/431)

در اين حوزه طيفي از نهادهاي مدني از جمله رسانه‌ها، دانشگاهها، حوزه‌ها، احزاب و گروه‌هاي سياسي با كار ويژه‌هاي فوق الذكر، قادرند در راستاي پر كردن گسست بين حكومت و مردم ايفاي نقش مي‌نمايند.

در اين ميان جايگاه روحانيت، در جلوگيري از اين گسست وترغيب به وحدت و همگرايي و كنار گذاشتن منازعات و مخاصمات، حساس و سرنوشت‌ساز است.

روحانيت شيعه در طول تاريخ با مختصات خاص خود همواره به عنوان حلقه وصل مردم و حوزه و حوزه قدرت سياسي چه در انعكاس انتظارات عمومي، و هدايت افكار عمومي و نظارت همگاني بر عملكرد دولتمردان و جلوگيري از فساد در انحراف آنان و آشنايي مردم به وظايف خود و چه در تعديل خواسته‌هاي مردمي و انعكاس خواسته‌هاي دولتمردان به بدنه آحاد جامعه، در ادوار تاريخ ايران، خصوصاً در مقاطعي كه روحانتي در جايگاه قدرت سياسي حضور ملموس‌تري داشته است، اين نقش آشكارتر بوده است.

6ـ سطح مردمي: حمايت و اطاعت آنها از فرامين، لازمه حكومت‌ها و استمرار آنها در طول تاريخ بوده است. گسترة مردمي ظاهرترين وجه همگرايي ملي است. در آموزه‌هاي ديني جمهوري اسلامي ضرورت وجود وحدت در بين آحاد ملت متأثر از مؤلفه‌هاي ديني ووطني، محوريت حكومت اسلامي و ضرورت حمايت از آن اصل حفظ نظام، اصل ولايت فقيه و ضرورت حمايت مردم از آن و ... تأكيد شده است.

جلوه‌‌هاي مختلف از نقش روحانيت در همگرايي ملي در سطح مردمي در چند محور مورد اشاره قرار مي‌گيرد:

1ـ برپايي و تثبيت نظام سياسي: روحانيان در ايران كه مهمترين نخبگان جوامع شيعي در طول تاريخ بودند و مرجع و راهنماي عمل توده‌ها به شمار مي‌آمدند در دو دهه چهل و پنجاه شمسي، با ايجاد تحول اساسي در ديدگاه‌هاي خود، وارد عرصه سياسي ـ اجتماعي شده، خواهان تحقق بخشيدن به آرمانهاي تشيع شدند و به رهبري امام خميني، اقدام به تأسيس نظام سياسي تازه‌اي نمودند. (نقيب زاده، 1382، 290)

روحانيان در مسير ساختن نظام سياسي جديد با چالشهايي مواجه گرديد. در حقيقت آنان در اولين تجربه كشور داري توانستند نظام اسلامي را از چالش‌ها به سلامت عبور دهند. به عبارت ديگر در ايجاد همگرايي ملي، چه در مرحله پيدايش نظام اسلامي و چه در مرحله تثبيت آن، نقش بسيج كنندگي فقط به دست روحانيت امكان‌پذير بود.

2ـ مقابله با متجاوزين خارجي: آنچه براي روحانيت آزمون ارزشمند و پرافتخار به حساب مي‌آيد، حماسه هشت سال دفاع مقدس است. در حقيقت اين جنگ سبب شد تا بسيج انقلابي به بسيج در راه جنگ متصل شده ارزشهاي جامعه با خون، در دل جامعه حك شود. استراتژي حفظ و نگهداري ارتش در مقابل شعار انحلال ارتش گروهكها از سوي امام و رهبران روحاني انقلاب، تسخير قلوب ارتشيان توسط امام و حضور روحانيت در جبهه‌ها و مديريت دفاع مقدس توسط روحانيت، نقش تبليغي و تشويقي آنان در جبهه‌ها، نشان از كارآمدي نقش روحانيت در همگرايي ملي در مواجهه با بحرانهاي داخلي و خارجي بوده است.

3ـ همگرايي ملي در مواجهه با جنگ رواني و سياسي: نقش آگاهي بخشي و روشنگري روحانيت در مسايل خاموش انتخابات، انرژي هسته‌اي، بحث لبنان، فلسطين، عراق و ... كه دشمن با جنگ رواني درصددايجاد فضاي ارعاب و تهديد و فضاسازي عليه حاكميت جمهوري اسلامي در طول سه دهه گذشته بوده است، نقش روحانيت در پيشگيري و مقابله با ترفندها و سناريوهاي رواني دشمن بنيادين و اساسي بوده است.

4ـ نهضت‌ها و قيام‌ها: همگرايي ملي ايرانيان در مواجهه با استعمارگران در سده اخير خصوصا در واقعه رژي و قيام تنباكو به رهبري آيت الله ميرزاي شيرازي ايستادگي ايرانيان در مواجهه با انگليس‌ها در نهضت ملي شدن صنعت نفت؛ مواجهه با حاكمان مستبد داخلي از جمله در نهضت مشروطه، نهضت امام خميني و ... همگي نشان دهنده قدرت بي‌نظير بسيج كنندگي روحانيون در ايجاد همگرايي ملي ايرانيان در مواجهه با استبداد داخلي و استعمار خارجي است.

5ـ تهاجم فرهنگي: در طول يكي از جبهه‌هاي هميشه مفتوح از سوي دشمنان اسلام و نظام جمهوري اسلامي، تهاجم فرهنگي با سلاح و ابزارهاي فرهنگي بوده است. نقش بيدار كننده، هشداردهنده روحانيت در ايجاد همگرايي ملي و فرهنگ سازي نسبت به شبيخون فرهنگي و اقناع افكار عمومي به خطرات و پيامدهاي سياست اندلسيزه كردن، عامل پيشگيري و مقابله با حركت دشمن در ساليان اخير بوده است.

نتيجه گيري:

همگرايي ملي شرط لازم قوام جوامع انساني و ادامه حيات و شكوفايي آن است. در آموزه‌هاي ديني و انقلابي، دو چهره ايجابي (بايدها)و سلبي (نبايدها) از همگرايي ملي تأكيد شده است. پذيرش اختلاف، ضابطه‌مندي، محوريت قانون، وجود حاكميتي مقتدر و رعايت اخلاق در عمل سياسي از مؤلفه‌هاي ايجابي و عواملي چون توجه به اصول لايتغير در قانون اساسي، عدم ارتكاب به نبايدها، فراگيري، حساسيت زايي و تابع نگرش حداقل گرايانه‌اي از مؤلفه‌هاي سلبي همگرايي ملي است.

همگرايي ملي در گرو رعايت اصل بهره‌مندي عمومي، هويت اجتماعي واحد، عمل سياسي عادلانه، توجه به اصول بنيادين و تأمين حقوق متقابل دولت و ملت است. مهمترين ظرفيت‌هاي دستيابي به همگرايي ملي را بايد در موقعيت سرزمين و تاريخي، موقعيت زباني ـ فرهنگي، ديني و مكتب اسلام، قانون اساسي، رهبري حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري، مشروعيت قانوني و مردمي، منافع ملي، دشمن مشترك، خودآگاهي ملي، مردم سالاري و ... جستجو كرد.

پروژه جهاني سازي، حضور قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي، تحريم اقتصادي پر شدن، پروژه بي‌ثبات سازي داخلي با مكانيسم تحريك پذيري قوميت‌ها، اقليت‌ها و نيز كارآمدي از مهمترين چالشها فراروي همگرايي ملي است.

روحانيت به علت برخورداري از پشتوانه ايدئولوژيك، سازمان و تشكيلات، نهاد مرجعيت تقليد، استقلال مالي، شخصيت كار *** معنوي، مردمي بودن از منابع عظيم و متنوعي در تاريخ تشيع بهره‌مند بوده است. بدين لحاظ كاركردها و نقش‌هاي متعددي را از جمله رهبري ديني، سياسي، مدير سياسي جامعه و دولت، رهبري معنوي دفاع و مقابله با تهاجم خارجي، مرزباني از فرهنگ ديني و گسترش آن، مقابله با تهاجم فرهنگي، خرافه سازيها و فرقه گرايي، توليد علم و جنبش نرم‌افزاري و نيز همگرايي ملي عده‌دار بوده است.

در مواجهه با مقوله همگرايي ملي و نقش روحانيت در آن، شش سطح تحليلي آشكار مي‌گردد. 1ـ در سطح بينشي، بنياد وحدت و همگرايي ملي بر بسترهاي ايدئولوژيك ونمودهاي آن در اجماع كليه بازيگران بر اصول بنيادين مكتب اسلام استوار است.

نقش روحانيت در تبيين، فرهنگ سازي مؤلفه‌هاي همگرايي ملي بنيادين بوده كه مي‌تواند بالاترين سطح همگرايي را در جوامع امروز بشري فراهم نمايد. 2ـ در سطح قانوني، نقش روحانيون در توجيه، هدايت و گفتمان سازي و ملاك رفتاري از قانون اساسي تعيين كننده است. 3ـ حضور روحانيت در سطح قدرت سياسي، علاوه بر انديشه‌سازي، سياستگذاري، فرهنگ سازي، تربيت نيروهاي توانمند، نظارت و پيشگيري تصدي گري، مانع از بروز گسست‌هاي مختلف در نظام مي‌گردد.

4ـ در سطح سازماني، يكي از كاركردهاي روحانيان، كارآمد سازي دستگاه اجرايي به منظور افزايش رضايت مردمي و تحكيم همگرايي ملي است.

5ـ در سطح عمومي، نقش روحانيت، در دريافت خواسته‌هاي گروهها و سازمان‌ها، ارتقاء سطح دانش عمومي، دريافت ديدگاه‌هاي مردمي و انعكاس به حوزه قدرت سياسي و نيز نظارت بر عملكرد و جلوگيري ازانحراف و انتقال مطالبات دولتي به پيكره مردمي مي‌تواند مانع از گسست‌ها و تحكيم پايه‌هاي همگرايي ملي باشد.

و بالاخره در سطح ششم، حوزه مردمي، با توجه به نقش بنيادين مردم در همگرايي ملي جلوه‌هاي گوناگون نقش روحانيان شيعه در ابعاد مختلف از جمله برپايي و تثبيت نظام سياسي، مقابله با متجاوز خارجي، همگرايي ملي در مواجهه باجنگ رواني ـ سياسي دشمن، رهبري نهضت‌ها، قيام‌ها، تهاجم فرهنگي و ... نقش بي‌بديلي بوده است.

پيشنهادات راهبردي:

1.       برپايي همايشهاي علمي ـ كاربردي از سوي حوزه‌هاي علميه با همكاري نهادهاي امنيتي ـ سياسي به منظور باز تعريف مؤلفه‌هاي همگرايي ملي و تبيين ابعاد و نقش روحانيت در همگرايي ملي ايرانيان

2.       تحليل راهبردي از ضعف‌ها و قوتها، فرصتها و تهديدات فراروي نقش روحانيت در همگرايي ملي و ارائه طرح‌هاي راهبردي براي رسيدن به چشم‌انداز مربوط.

3.       توافق شخصيت‌ها و جريان‌هاي سياسي، فرهنگي روحاني در كشور بر سر اصول بنيادين انقلاب (مصرح در قانون اساسي، آموزه‌هاي حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري) وارزشيابي عملكردها و رفتارهاي آنان بر اساس اصول ياد شده و طرد عناصر افراطي بي‌ثبات ساز جامعه از عرصه‌هاي فكري و مديريتي جامعه.

منابع:

الف) كتابها

1.          افتخاري، اصغر (1382)، وفاق ملي،تهران: سازمان عقيدتي سياسي نيروي انتظامي

2.          باقري، سيامك 1379، وحدت، مواضع امام و رهبري، رفتار جناحها، تهران: اداره سياسي سپاه

3.          حسينيان، روح الله 1380، تاريخ سياسي تشيع، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي

4.          دهقاني، محسن 1386، اتحاد ملي و انسجام اسلامي، قم: گلستان ادب

5.          صديقي، محمد 1386، اتحاد ملي و انسجام اسلامي، فرخ شهر: آصف

6.          منصورنژاد، محمد، 1385، دين و هويت، تهران: موسسه مطالعات ملي

7.          نقيب زاده احمد و اماني زوارم وحيد، 1382، نقش روحانيت شيعه در پيروزي انقلاب اسلامي، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامي

ب) مقالات:

8.          كريمي مله، علي 1378، مطالعات ملي، سال نخست، شماره اول

9.          يونس،علي 1386، وحدت و انسجام ملي ايرانيان: بنيادها و ريشه‌ها، راهبرد پش 44

ج) منابع الكترونيكي:

10.      بهشتي، سيد محمد 1386، نقش روحانيت در جامعه امروز http:www.sharifnew.com

11.      خبرگزاري فارس 1386، سرچشمه‌هاي تعارض‌هاي فرهنگي در تاريخ معاصر ايران. http:www.farsnews.com

12.      خبرگزاري فارس 1386، منابع قدرت روحانيت شيعه در ايران http:www.farsnews.com

13.      ذوعلم، علي 1386، روحانيت و قدرت سياسي در *** جمهوري اسلامي http:www.farsnews.com