نقش روحانیت در همگرایی ملی(قسمت اول)
چکیده
وحدت و همگرایی ملی سنگ بنای قوام جوامع و عامل تعیین کننده در تحکیم هویت ملی، تحصیل پیشرفتهای مادی و معنوی، تثبیت اقتدار ملی و عامل مؤثری در بازدارندگی در مواجهه با تهدیدات امنیت ملی است. مؤلفههایی چون دین و مکتب اسلام، قانون اساسی، رهبری، وحدت سرزمینی، مشروعیت و مقبولیت مردمی، دشمن مشترک از مهمترین ظرفیتهای دستیابی به همگرایی ملی است.
در بین نخبگان و فرهیختگان و گروههای مرجع فکری جامعه ایران، نقش علما و روحانیون به علت برخورداری از پشتوانه ایدئولوژیک، سازمان وتشکیلات، نهاد مرجعیت تقلید، استقلال مالی، شخصیت کاریزما، نفوذ معنوی و مردمی در تأثیرگذاری بر مهندسی افکار عمومی تعیین کننده در تاریخ معاصر ایران بوده است. روحانیت به دلیل کارکردها و نقشهای مستعد و از جمله رهبری دینی، رهبری سیاسی نهضتها و قیامها، *** سیاسی جامعه و دولت، رهبر معنوی دفاع و مقابله همه جانبه با تهاجم خارجی، مرزبانی از فرهنگ دینی و گسترش آن، مقابله با تهاجم فرهنگی، خرافه سازیها و فرقهگراییها، تولید علم و جنبش نرمافزاری، در مواجهه با مقوله مهم همگرایی ملی به سطوح تحلیل متفاوتی دست مییابیم.
سطوح شش گانه تحلیلی نقش علما و روحانیون در همگرایی ملی شامل سطح بینش، قانونی، قدرتی، سازمانی، عمومی و مردمی است که در شرایط امروز نظام جهانی و اتخاذ راهبرد فشار از بیرون و بیثبات سازی از درون از سوی آمریکائیها در برخورد با ایران، و نیز با توجه به تأکیدات حضرت امام خمینی (ره) و نامگذاری سال 86 از سوی مقام معظم رهبری به «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» تبیین و تحلیل این مقوله یک اصل راهبردی برای جمهوری اسلامی است.
واژگان کلیدی: روحانیت، علما، وحدت، همگرایی ملی
مقدمه:
همگرایی ملی از مقولات اساسی قوام جوامع بشری است. همگرایی ملی، شرط لازم برای ادامه حیات، توسعه و شکوفایی بوده، که در این میان «نقش روحانیت در همگرایی ملی» نقش تعیین کننده و قابل ملاحظه است.
شرایط امروزه نظام جهانی و گسترش فضای یکجانبه گرایی آمریکائیها و امید آنان به «راهبرد فشار از بیرون و بیثبات سازی از درون» در برخورد بانظام جمهوری اسلامی، نگاه تیزبین رهبری انقلاب اسلامی در نامگذاری «سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی» برخاسته از یک راهبرد اساسی در مواجهه با دشمنان نظام اسلامی است. بر این اساس بررسی نقش روحانیت، تبیین کارکردهای همگرایانه آنان و نیز سطوح تأثیرگذار روحانیون، به همراه آسیبها و چالشهای آن از مباحث مهم در این پژوهش است.
پرسش اصلی و فریضه:
در حال حاضر روحانیت و همگرایی ملی چه نوع تعاملی دارند و چه نسبتی میان این دو برقرار است؟ بازکاوی و تبیین این نقش، تحلیل و نقد آن و بالاخره تجویز برای اصلاح و تصحیح آن، مسأله اساسی است که باید بدان پرداخت.
فرضیه ما این است که نقش روحانیت در همگرایی ملی، نقش تعیین کننده و اساسی است. بر مبنای سئوال یادشده در این پژوهش، سه مسأله اساسی مورد کاوش قرار میگیرد:
1ـ مفهوم شناسی همگرایی ملی
2ـ تبیین جایگاه و نقش روحانیت در جامعه ایران
3ـ نقش روحانیت در همگرایی ملی
چارچوب نظری: هنگامی که سخن از نقش روحانیت در همگرایی ملی است، بدون تعریف هر کدام از این واژهها نمیتوان مطلبی را تبیین کرد. مقصود از روحانیت چیست؟ مراد از همگرایی ملی کدام است؟ و بالاخره نقش روحانیت در همگرایی ملی چگونه است؟ نقطه تمرکز مباحث این بخش بر چند مفهوم کلیدی «همگرایی ملی» راههای تقویت، مؤلفهها و چالشهای آن از یکسو، مفهوم روحانیت، جایگاه و نقش آنان در ایران از سوی دیگر است.
مفهوم شناسی همگرایی ملی: این مفهوم در کتابهای لغت به معنای یگانگی دانستن، یکرنگی، یکدلی، یکجهتی، موافقت و اجتماع است. (دهخدا، 1373، ج 1، 844) بر این اساس، تبدیل شدن جمع به واحد و کثیر به یکی و تعدد به بیگانگی و جهتهای مختلف به یک جهت و مقاصد مختلف به یک مقصد و راههای گوناگون به یک راه، بیان کننده معنا و مفهوم وحدت و همگرایی است.
همگرایی ملی در اصطلاح عبارتند از: سازش و موافقت تمامی افراد و گروههاو احزاب ملت با گرایشهای مختلف در برابر حفظ مرزهای کشور در راستای چهار محور مهم رهبری، سیاست، اقتصاد و نظامی از تهاجمات احتمالی و غیراحتمالی دشمن میباشد. (دهقانی، 1386، 21)
همچنین هر گاه جمعی دارای هدف و آرمانی مشترک باشند و برای رسیدن به آن اهداف و آرمانها، مسیر مشترکی را انتخاب کنند و همه با هم در این مسیر مشترک حرکت کنند، گفته میشود که آنها دارای وحدت و همگرایند. (جمشیدی، 1386، 55)
در تعریف دیگری آمده است: وحدت ( وهمگرایی) ملی به این معنا است که مردم یک کشور دارای هر زبان، نژاد، مذهب و مسلکی که باشند باید همیشه و در همه حال در امور اساسی بویژه در سیاست خارجی متحد بوده و کشور را حفظ نمایند. همچنین در اختلافات بزرگ یا کوچکی که دارند، بیگانه را دخالت ندهند و حل و فصل آنها را به خردمندان ملت خود واگذار کنند.(محمدنژاد و نوروزی 1378، 270)
بر اساس آموزههای دینی، دو چهره ایجابی و سلبی از همگرایی ملی ترسیم میگردد که بر اساس آن، گزارهها و مؤلفههای زیر قابل استنتاج است: (افتخاری، 1382، 37)
ـ همگرایی ملی، مبتنی بر پذیرش وجود اصل اختلاف در جامعه است و اختلاف در افکار و روشها، توسعه و پیشرفت جامعه را به دنبال دارد.
ـ همگرایی ملی، از رهگذر ضابطهمندی اختلافها پدیدار میشود. هر نظام سیاسی با اصول بنیادین که عامل اجماع همه بازیگران سیاسی است پایدار میماند.
ـ همگرایی ملی، مستلزم وجود حاکمیتی مقتدر است.
ـ اصول لایتغیر در قانون اساسی، عوامل همگرایی ملی را تشکیل میدهند.
ـ وجه سلبی همگرایی ملی، عام و فراگیر بوده و عدم رعایت آن حساسیتزا و شدیدترین واکنشهای احتمالی را از سوی نظام و جامعه به دنبال دارد.
بنابراین، بر اساس مؤلفههای فوقالذکر میتوان گفت. همگرایی ملی به معنای یکسانسازی فکر و اندیشه نیست که گروههای سیاسی، اجتماعی جامعه یک گونه بیاندیشند. چنانچه مقام معظم رهبری در تعریف وحدت آن را نبود تفرقه ونفاق و درگیری و کشمکش دانستند. بنابراین در همگرایی ملی اصل بر یکسانی اندیشه و عدم تنوع نیست، بلکه نبود تفرقه، تنش، نفاق، درگیری و کشمکش است. در این حوزههای خاص که حوزههای خط قرمز نظام است، هیچ بازیگری حق تعرض و ایجاد شبهه در آن را ندارد. وحدت در برابر تکثر نیست. بلکه وحدت در عین کثرت سلایق و کثرت سلایق در عین حفظ داربستهای نظام است. (باقری، 1379، 173)
راههای تقویت همگرایی ملی: نقش مثبت همگرایی ملی در ایجاد امنیت و ضرورت تقویت و صیانت از آن برای استمرار ثبات سیاسی کشور و دفع تهدیدات خارجی، امری غیرقابل انکار است. اما پرسشی اساسی چگونگی تقویت همگرایی ملی است که پاسخهای متعددی را به دنبال داشته است. بر اساس یک برداشت مهمترین راهها عبارتند از:
1ـ همگرایی ملی در گرو رعایت اصل بهرهمند عمومی است. بدین معنا که نظام سیاسی بتواند از عهده رسالت خویش مبتنی بر مدیریت مسائل شهروندانش با اتکاء به مجموعه توانمندیهایش اقدام نماید. از این طریق با کارآمدی خود زمینه تکوین وفاق و همگرایی ملی و تقویت آن را فراهم آورد.... بهرهمندی به این معنا دارای سه رکن اصلی است: 1ـ توزیع قدرت 2ـ توزیع ثروت 3ـ توزیع منزلت (افتخاری، 1382، 166)
2ـ وفاق و همگرایی ملی در گروه شکل گیری هویت یکسانی در جامعه میباشد که پاسخی واحد به این پرسش اساسی که از کیستی فرد سئوال مینماید، ارائه دهد. دیگر این که شکلگیری یک هویت اجتماعی منسجم و واحد منوط به نظم بخشی و تنظیم اصول ایدئولوژیک و اعتقادی افراد جامعه است.
3ـ همگرایی ملی در ارتباط مستقیم با عمل سیاسی است. بدین معنا که حکومت به طور مشخص در این خصوص وظیفه دارد و باید به آن عمل نماید تا وفاق و همگرایی ملی شکل گیرد. «عمل عادلانه، که محور این قسمت است، موضوع این رسالت را تشکیل میدهد.» (افتخاری، 1382، 168)
مؤلفهها و ظرفیتهای دستیابی به همگرایی ملی: مهمترین مشترکات وحدت آفرین و مؤلفه همگرایی ملی در ایران شامل: 1ـ موقعیت سرزمینی و تاریخی 2ـ موقعیت زبانی ـ فرهنگی 3ـ دین و مکتب اسلام 4ـ فرهنگ انقلابی و اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی 5ـ قانون اساسی 6ـ اندیشه و شخصیت رهبری انقلاب 7ـ سند چشم انداز 20 ساله 8ـ وحدت سرزمینی 9ـ مردم سالاری و مشارکت گسترده مردمی 10ـ خودآگاهی ملی 11ـ بسیج منابع و ذخایر مادی و معنوی 12ـ جوان بودن جمعیت و بسیج اجتماعی 13ـ دشمن مشترک 14ـ تاریخ، ارزشها و منافع، زبان و نژاد مشترک 15ـ مشروعیت قانونی و مقبولیت مردمی 16ـ منافع ملی و ... است.
چالشهای فراروی همگرایی ملی: مهمترین این چالشها عبارتند از: 1ـ دشمنان نظام اسلامی 2ـ جهانی سازی یا پروژه آمریکایی سازی (جهانی کردن) 3ـ حضور قدرتهای فرامنطقهای در مرزها 4ـ ناتوی فرهنگی 5ـ تحریم اقتصادی و وابستگی اقتصاد ملی به نفت 6ـ ضعف ساختارها و نظام اقتصادی مطلوب 7ـ گرانی، تورم، فاصله طبقاتی و رانت خواریها 8ـ فقدان استراتژی فرهنگی و شکاف فرهنگ عمومی 9ـ ناسیونالیسم افراطی و قابلیتهای تحریک پذیری قومیتها واقلیتهای مذهبی 10ـ چالش کارآمدی
مفهوم شناسی روحانیت؛ جایگاه و نقش آنان در جامعه ایران: اسلام از آغاز ظهور به دلیل ایدئولوژیک بودن و گسترش جغرافیایی *** به فراگیری احکام بر مبنای فتوای مکتب اهل بیت داشتند که این نیاز اجتماعی در رشد کیفی روحانیت تأثیری به سزا داشت. مجموعه امکانات و احتیاجها، روحانیت شیعه را به گروه اجتماعی مهم تبدیل کرد که در طول تاریخ معاصر هیچ یک از قدرتهای حاکم نتوانستند در محاسبات سیاسی خود آنها را نادیده بگیرند. (حسینیان، 1380، 186)
تعریف روحانیت: روحانیت از منظر جامعه شناختی به طبقه یا گروه رسمی مبلغ، مروج و مفسر مذهب تشیع که به صورت زنده و مداوم، نقش محوّل خود را در جامعه ایفا میکند، اطلاق میگردد. (قنبری، 1385، 1) در تعریف دیگری آمده است، مقصود از روحانیت کلیه عناصر و اجزای قشری از جامعه است که در مراتب و سطوح گوناگون با سپری کردن مراحلی از دروس و مباحث حوزوی، اشتغال اصلی خود را تحقیق، تدریس، تبیین و ترویج آموزهها و احکام دینی و معارف الهی قرار دادهاند و یا در سلک این مجموعه قرار گرفتهاند. طلاب، فضلا، امامان جماعات و جمعه، وعاظ، مدرسان، محققان، مؤلفان آثار دینی در رشتهها و فنون مختلف آن، مجتهدان، مراجع عالیقدر تقلید، همه و همه از اجزاء و عناصر روحانیت تلقی میشوند. (طباطبایی 1341، 175)
مهمترین مؤلفهها و منابع قدرت روحانیت وعلماء شیعه ایران به عنوان مهمترین گروه اجتماعی در کشور عبارتند از: 1ـ برخورداری از پشتوانه عظیم ایدئولوژی و مکتب اسلام 2ـ داشتن سازمان وتشکیلات نسبتاً استوار سلسله مراتبی (ازغدی، 1379، 130) 3ـ نهاد مرجعیت تقلید (مظفر، 1368، 313) 4ـ استقلال مالی و بهرهمندی از وجوهات شرعی مردم از قبیل اوقاف، نذورات، خمس و زکات 5ـ شخصیت کاریزمائیک مراجع به دلیل نفوذ معنوی، عالم بودن و نیابت امام زمان (عج) 6ـ مردمی بودن 7ـ اعتقاد به مهدویت (بیات، بی تا، 69) 8ـ مرجعیت قرآن و سنت و ظرفیت تفسیر پذیری آنها و ... نتیجه اینکه روحانیت شیعه در ایران برخلاف سایر اقشار اجتماعی، از منابع قدرت عظیم، متعدد و متنوعی برخوردار است. (قنبری، خبرگزاری فارس، 1385)
نقش علماء در جامعه ایران: روحانیت در تاریخ ایران و نقش و کارکردهای ویژهای داشته که غیر قابل کتمان است. چنانکه رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنهای فرمودند: نقش روحانیت در این انقلاب، نقش غیرقابل انکاری است، هیچ کس هم تاکنون این نقش را انکار نکرده است. (تبیان، 1374، 64)
عصر پرالتهاب کنونی مخصوصا در سه دهه اخیر انقلاب، همه شاهد این نقش بسیار مؤثر علماء و روحانیت در ابعاد گوناگون تولید علم و جنبش نرم افزاری، فرهنگ سازی، رهبری دینی و سیاسی و دیگر ابعادمورد نیاز جامعه ایران و جهان است. مهمترین نقش و کارکردهای روحانیت عبارتند از:
1ـ رهبری دینی: حوزه و روحانیت در تاریخ کشورمان، همواره به عنوان متولی اصلی هدایت دینی در جامعه به حساب میآید و به عبارت دیگر، مرجع رسمی تبیین ارزشها و تثبیت باورهای دینی و استنباط وافتای احکام عملی روحانیت بود، و خواهد بود. (حسنی، بی تا، 3)
2ـ رهبری سیاسی نهضتها و قیامها: مبارزه با حکام مستبد و استعمارگران چپاولگر خارجی در طول تاریخ ایران خصوصاً دوران سده اخیر از قیام تنباکو تا 15 خرداد، پیدایش انقلاب و نظاماسلامی با رهبری سیاسی روحانیت و علمای ایران هدایت و سازماندهی گردیده است.
3ـ مدیر سیاسی جامعه و دولت: حضورروحانیت در قدرت سیاسی با توجه به شکلگیری نظام جمهوری اسلامی در ایران در سه دهه اخیر بیشتر آشکار گردید.
4ـ رهبری معنوی دفاع و مقابله با تهاجم بیگانه: نقش روحانیت در بسیج کنندگی مردم ایران در مقابله با تهاجم خارجی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، و ترغیب و تهییج ایرانیان علیه متجاوزان خارجی مثال زدنی است.
5ـ مرزبانی از فرهنگ دینی و گسترش آن: روحانیت شیعه در طول تاریخ همواره به حراست از منابع و متون دینی پرداخته است. از شیخ مفید و شیخ مرتضی تا عصر امام خمینی، ارزشهای دینی را روحانیت پاسداری کرده است.
6ـ مقابله با تهاجم فرهنگی و فرقه سازیها و خرافات: دشمنان قسم خورده، راهبرد اندلسی کردن ایران ونیز بیثبات سازی داخلی با بهرهگیری از جریانات جعلی و نیز تحریف مقدسات اسلامی با فرقهسازی درصدد تضعیف کارآمدی و نفوذ اسلام و کاهش قدرت الهامبخش اسلام سیاسی اهل بیت بودهاند بر این اساس روحانیت به عنوان دیدهبان و طبیبان کشور در مواجهه با ویروسهای داخلی و خارجی مردم را با عمقبخشی معرفت دینی واکسینه نمودهاند.
7ـ تولید علم و جنبش نرم افزاری: روحانیت در طول تاریخ، در عرصه کتاب، تألیف متون دینی متناسب با نیاز زمان ومکان شبهات نسل جوان جامعه، همواره پیشتاز بوده است.
8ـ سایر موارد: از دیگر کارکردهای روحانیت؛ قضاوت، قانونگداری، تحزب، ساماندهی معنوی امور حج، کارکرد رسانهای و هنری، ارتباط معنوی حوزه و دانشگاه و نظامیان با کانونهای دینی، احیای فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر، زنده نگهداشتن روح عاشورایی و انقلابی تهذیب اخلاق و تقویت فضای معنوی جامعه، امامت جماعات و جمعه، عامل وحدت، همگرایی
سطح بندی نقش علماء روحانیت در همگرایی ملی:
در مواجهه با مقولات مهمی چون «همگرایی ملی» و بررسی نقش روحانیت در آن میتوان به تلاش برای درک همه جانبه آن اقدام کرد. منظور از درک همه جانبه بررسی پدیده از منظرهای مختلف و آشنایی با ابعاد مختلف آن است تا از این طریق بتوان به ساختار ترکیبی و کامل از پدیده بدست آورد که اگرچه به سادگی و بساطت قرون پیشین نیست، اما در نهایت «منتظم» و قابل استناد و بررسی تطبیقی با استانداردهای رایج است (حاضری، 1380، 247-88)
بر این اساس شش سطح تحلیلی (افتخاری، 1382، 162) متفاوت (اما مکمل یکدیگر) را در بحث نقش روحانیت در همگرایی ملی میتوان تمییز داد و به صورت مستقل مورد بررسی قرار داد. این سطوح شش گانه عبارتند از:
الف) سطح بینش: عنصر عقیده و باورهای ذهنی نقش بنیادینی را در شکلگیری جوامع و در پی آن انسجام و قوت روحیه جمعی ایفا مینماید. به عبارت دیگر، جامعه انسانی، اساساً بدون ایدئولوژی معنا و مفهوم پیدا نمیکند. بنابراین وفاق (و همگرایی) ملی به عنوان موضوعی که فرع بر وجود جامعه است، به طور طبیعی از این حکم مستثنی نبوده و هر جامعهای برای بنیادگذاردن وفاق (و همگرایی) ملی است نیازمند یک فلسفه وجودی ایدئولوژیک میباشد که در جوامع اسلامی، دین اسلام این نقش را ایفا مینماید. (افتخاری، 1382، 179)
با بررسی اندیشههای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری پیرامون همگرایی ملی ساخت ایدئولوژیک جامعه، به عنوان یک عامل هویت ساز در جامعه اسلامی مطرح بوده است. و لذا میتوان آن را عاملی حیاتی در تعریف، فهم و تقویت و تعمیق «همگرایی ملی» در جوامع اسلامی ارزیابی نمود. (ثقفی 1376، 105-3)
بنیاد وحدت و همگرایی ملی در اندیشه و گفتمانهای اندیشمندان اسلامی بر بسترهای ایدئولوژیک استوار است. بستری که رسالت اصلی آن طراحی اصول بنیادینی است که از اعتبار بین الاذهانی نزد عموم جامعه برخوردار باشند و بدین ترتیب در نهایت دیگر سطوح وحدت و همگرایی ملی از جمله قدرت رهبری، سازمان اداری، جامعه مدنی و تودههای مردم را به نقطهای واحد متصل میسازد. این اتصال معنای وحدت و همگرایی ملی در سطح ایدئولوژیک است. در سطح بینشی نمودهای وحدت و همگرایی ملی را در اجماع کلیه بازیگران بر اصل محوری و بنیادین مکتب و ایدئولوژی اسلامی میتوان یافت.
نقش علما و روحانیت در تبیین، فرهنگ سازی و گسترش، توسعه وتعمیق معرفت دینی نقش بیبدیلی است. با توجه به فطری بودن وتکامل بخشی اسلام به عنوان یک دین کامل و ابراهیمی و منطبق کردن تمام ابعادزندگی اجتماعی انسان بر پایه دین و به عبارتی ساری و جاری ساختن همه رفتارها و شیوههای زندگی بشری در عرصههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بر مبنای دین و حاکم ساختن دینمداری در رفتارهای فردی و اجتماعی، این اعتقاد و التزام مبنای اساسی در سعادتمندی جوامع در طوفان اختلافات وتضادهای گوناگون بشری است. مؤلفه ایدئولوژیک بالاترین سطح وحدت را در جامعه امروز بشری و در میان تنوع قومی، نژادی و زبانی فراهم مینماید.